X
تبلیغات
رایتل

swc

شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389
توسط: Mr.Hawkman

مسیر تداوم انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

مسیر تداوم انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

 

آنچه پیش روی دارید گزیده ای است از دیدگاه های حضرت امام خمینی (ره) درباره شیوه های استمرار انقلاب اسلامی و بقای نظام اسلامی. اگرچه در مجموعه رهنمودها و اندیشه های امام خمینی (ره) راه و روش های تداوم نهضت و نظام اسلامی به آنچه در این گزیده آمده است محدود و محصور نمی شود لکن باید اذعان داشت که همواره در هر پیام و کلام و رهنمود و هشدار از آن پیشوای الهی شاهراه اصلی تداوم انقلاب و بقای نظام همین روش هایی است که در این گزیده تقدیم شما خوانندگان گرامی می شود.


ملت ما خودش راه را پیدا کرده و دارد راه می رود. این تحول روحی که در ملت پیدا شده است و در شما جوان ها مردها زن ها پیدا شده است این موجب امیدواری است.

وقتی یک جامعه متحول شد از آن صورتی که در زمان طاغوت بود به یک صورت اسلامی به یک صورت انسانی این کارهائی که شما انجام می دهید انسانی است اسلامی است و از روی رضا و رغبت عمل می کنید با اشتیاق عمل می کنید. این یک تحول روحی است یک تحقق روحانی است که باید ما امیدوار به آن باشیم و امیدوار هستیم و امید است که آتیه بسیار روشنی را در ایران ببینیم و شما انشاالله بهترش را ببینید.

فرق مابین انقلاب اسلامی و غیر اسلامی همین است که انقلاب وقتی اسلامی شد توده های مردم همراه با آن هستند و وقتی که توده های مردم با یک شیئی همراه شوند زود پیش می رود و کم فساد است فسادش کم است.

همانطوری که ملاحظه کردید مردم با هم مجتمع شدند و همه با هم فریاد الله اکبر زدند و این موانعی را که در مقابلشان بود همه را کنار زدند و الان وضع جوری شده است که هیچ قدرتی نمی تواند کاری بکند یعنی نمی شود بر یک ملت مطلبی را تحمیل کرد ولی ممکن است زورگوئی بیاید و زوری بگوید و مثل وبائی وارد مملکت شود لکن نمی تواند. یک ملتی که همه ایستادند و می خواهند نشود... هیچ قدرتی نمی تواند تحمیل کند نه آمریکا می تواند تحمیل کند نه شوروی هیچ کدام تحمیل نمی توانند بکنند.

اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر می آید در راس امور واقع است و او اینکه دولت مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند. اساس سلطه ای که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است افراد مرفه و کسانی که سرمایه های بزرگ داشته اند یا قدرت برای حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است. مادامی که مجلس و ارگان های دولتی و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگی یک قدرت بزرگی به هم بزند اوضاع را. همیشه این قدرت های بزرگ در هر کشوری یک نفر را با او تفاهم می کردند که این یک نفر برای خودش و برای قدرتمندی خودش و برای سرمایه خودش فعالیت می کرد او را می دیدند و ملت را می چاپیدند و به اصطلاح کدخدا را می دیدند و ده را می چاپیدند. هیچ وقت قدرت های بزرگ مواجه با ملت ها اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند. هر وقت که می خواستند یک دولتی را یا یک سلطنتی را یا یک ریاست جمهوری را که بر وفق مرام آنها عمل نمی کرده از بین بردارند در مقابل او یک قدرت دیگری می تراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین می بردند. کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است. اینکه این عمل را آنها انجام می دادند یک نکته روحی دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد آمالش آمالش غیر متناهی است وقوف نمی کند آمال انسان و وقتی که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند که یک ابرقدرتی این آمال او را و آن خواست های مادی او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ می کند او دیگر در بند این نیست که برای ملت کار بکند. برای اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد مرزی ندارد آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانه ای که دارد برای این حفظ قدرت با ملت آن می کند که همه حیثیت ملت و گنجینه های ملت را در دسترس او قرار بدهد یک سهم ناچیزی هم برای خودش بگیرد. الان شما ملاحظه می کنید که قدرت هائی در دنیا هست از حیث مال که اگر چنانچه اموالشان را تقسیم بکنند به این ۳۶ میلیون جمعیتی که ما داریم اگر یک نفر از آنها اموالشان را تقسیم بکند تمام افراد این ۳۶ میلیون مرفه می شوند و از طبقه به اصطلاح خودشان بالا می شوند. یک نفر از آنها اینطور است لکن همان آدمی که دارائی او به این اندازه بود از این آدمی که درویش سر محله است حرصش به دنیا بیشتر بود حرصش به مال بیشتر بود و بیشتر می خواست جمع بکند. هرچه مال اضافه بشود حرص انسان اضافه می شود هرچه قدرت اضافه بشود حرص انسان به قدرت اضافه می شود و اگر مهذب نباشد انسان آن قدرت را برای خودش به کار می گیرد وقتی برای خودش به کار گرفت دولت های بزرگی که هستند ابرقدرت هائی که هستند یک همچو آدم قدرتمندی را پیدا می کنند و این آدم قدرتمند را به او بال و پر می دهند و این را به مقام می رسانند تا اینکه ملت را استضعاف کند و ذخایر ملت را بچاپد. شما ملاحظه وضع این پنجاه سال یک قدری بیشتر را هم بکنید که انتخاب کردند خارجی ها و بعد هم این مطلب را خودشان گفتند که رضاخان را انتخاب کردند و به او قدرت دادند و قدرت آن طور دادند که تمام این ملت را به استضعاف کشانید و حکومت جبار خودش را بر اینها قرار داد و مردم را از همه چیز ساقط کرد و یک نفر بود. آنها آن یک نفر را دمش را می دیدند و کارهایشان را انجام می دادند و بعد از او هم محمدرضا را گذاشتند با آن همه افرادی که اطراف او بودند و همه شان از آنها بودند که طبقه بسیار مرفه و خوشگذران و بالابالاها به اصطلاح آنها. باید ما متوجه باشیم ملت ما متوجه باشند که وقتی که مجلسشان یک مجلسی است که از طبقه متوسط است و توی این مجلس آن دوله ها و سلطنه ها و سلطنتی ها را نداریم و در دولت هم آنطور دولت هائی که افراد مرفه سرمایه دار کذا باشند نداریم در ارتش هم آن افراد سپهبد و کذائی که املاک بی اندازه داشتند و آپارتمان های چندین طبقه داشتند نداریم این مملکت محفوظ می ماند. آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که از مرتبه متوسط می غلطید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکین کنید مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود آنها را سر جای خودشان بنشاند. اگر ملت می خواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد باید مواظب آنهائی که دولت را تشکیل می دهند آن که رئیس جمهور است آن که مجلس هست مجلسی هست همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد بدانید که اگر دولت اینطور باشد و اگر ملت اینطور باشد و اگر چنانچه مجلس و امثال اینها اینطور باشد اگر یک قدرتی بخواهد هجمه کند به اینجا مواجه با سی میلیون جمعیت هست و نخواهد توانست نمی تواند آن وقت پیدا کند یک کسی که قدرتمند باشد و آن قدرتمند را وادار کند که ملت را به استضعاف بکشند و بچاپند ملت را برای آنها تاریخ همین طور بوده.

مادامی که این ملت ها ـ از یک ـ در بینشان افرادی پیدا نشده است که به آن مرتبه برسد در بین آنها که قدرت مالی یا قدرت دیگرش زیاد بشود و به مردم حکومت کند نمی توانند آنها این ملت ها را ازبین ببرند و حکومت بر آنها کنند و بالاخره یک وقت یک ابرقدرتی مواجه به یک نفر دو نفر صد نفر پانصد نفر هست که آنها را سیر می کند و آنها به جان مردم می افتند و خودش هم کنار می نشیند و حکومت بالاتر را خودش دارد حکومت پائینتر را به این آدمی که یا این آدم هائی که در این کشور هستند واگذار می کند. اساس استضعاف ملت ها از خودشان و از قدرتمندان بین خودشان بوده و شما شکر کنید که یک همچو مجلسی دارید که از طبقه مرفه توی آن هیچ نیست. آن طبقه ای که اگر مالش را تقسیم کند بین ملت ما ملت ما ثروتمند می شوند ندارید حالا در دولت هم ندارید یک همچو ثروتمندانی و یک همچو قدرتمندانی ندارد دولت یک همچو قدرتی رئیس جمهور یک همچو قدرتی که بتواند یک چیز انحرافی را به ملت تحمیل کند یک همچو مجلسی نداریم که بتواند یا بخواهد یک امر انحرافی را تصویب کند و دولت هم مجری او باشد. مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است و امکان مقابله نیست مابین قدرت های بزرگ با همچو دولتی بخواهند کودتا کنند با کی کودتا کنند بخواهند از خارج وارد کنند مواجه با کی می شوند مواجه با یک ملتی می شوند که همه شان از این طبقه ای هستند که این نهضت را به پیش بردند و با آن قدرت و با آن عظمت به پیش بردند اینها مطالعه امور را می کنند و اقدام می کنند. آنها الان درصدد این هستند که در بین خود این مردم یک بساطی درست کنند و اختلافاتی درست کنند و بلکه میان اختلافات یک نفر پیدا بکنند که این آن نفری که پیداست در یک طرف واقع بشود و این هم به او قدرت بدهند تا آنکه کم کم با قدرت داخلی این کشور کم کم ضعیف بشود و مردم روحیه شان ضعیف بشود و بعد تقدیم کنند به آنها. تا کشور ما این مقام را دارد که بحمدالله از آن طبقه مرفه بالایی که امور را در دست گرفته اند مبری هست و امور کشور ما به دست امثال شماها و امور کشور ما به دست امثال این رئیس جمهورها و رئیس مجلس ها و نخست وزیرها و وزرا و وکلا هست شما مطمئن باشید که نخواهد توانست یک قدرت خارجی این پیروزی را از بین ببرد.

و آن روز که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی در کشور در وزیرها پیدا شد در رئیس جمهور پیدا شد آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم خودنمایی کرده. از آن وقت باید جلویش را بگیرند. رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت خود مردم باید جلویش را بگیرند مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد و آن مسائلی که سابق و آن افرادی که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند خود مردم باید جلویش را بگیرند. اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند جمهوری اسلامی را حفظ کنند دولت و مجلس و رئیس جمهور و اینها را حفظشان کنند یعنی حفظ کنند از اینکه خدای نخواسته یک وقت قدمی از آن ور برندارند. این شیطانی است که در انسان هست و ممکن است که هر کس را منحرف کند و لازم است که انسان خودش را مهذب کند. شمائی که می خواهید خدمت به این مردم بکنید و دولت که می خواهد خدمت به این مردم بکند و رئیس جمهور و امثال که می خواهند خدمت به این مردم بکنند توجه بکنند که خدمتگزارند در دل خودشان این مطلب را ایمان بیاورند به آن که ما خدمت می خواهیم به این مردم بکنیم. ما در جمهوری اسلامی داریم زندگی می کنیم جمهوری اسلامی که در اسلام مثل رسول اکرم مثل امیرالمومنین سلام الله علیهما بر آن حکومت کرده اند می خواهیم یک همچو حکومتی باشد یک همچو حکومتی که کفش وصله خورده خودش را می گوید از این ریاست ها پیش من ارزشش بیشتر است یا ریاست ها ارزشش کمتر از این است. شما باید در روحیه تان این مطلب را حفظ کنید و مردم هم باید مواظب شما باشند و مواظب همه اینها باشند و هر یک از ما و شما و همه خواستیم که از آن راهی که اسلام داشته است از اول راهی که داشته است و از آن طریقه ای که انبیا داشته اند ما بخواهیم عبور کنیم آن روز نمونه شکست پیروزی اسلام پیدا می شود و تا یک همچو مساله ای پیدا نشده پیروزی در جای خودش شک نکنید که هست البته برای خدا باید باشد. شما برای خدا در این مجلس حالا آمدید وقتی مجلس اینطور است که یک امتیازی نیست که حالا وقتی شما رفتید توی بازار مردم کنار بروند که رئیس مجلس آمد یا وکیل مجلس آمد نخست وزیرش هم اینطور است اینجور نیست که وقتی که توی مردم برود مردم فرق بگذارند با هم و همه اینها اینطور هستند وقتی یک همچو مطلبی را دارید احساس می کنید که امتیاز دنیائی ندارید این را باید شکر کنید و در شکرانه این نعمت خدمت به خلق بکنید و خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهائی که اولیا ما هستند این پائین شهری ها و این پابرهنه ها به اصطلاح شما اینها ولی نعمت ماها هستند. اگر اینها نبودند ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا. اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائی به خیال خودمان جائی است این باید ملتفت باشید که آقا شما همان آدمی هستید که توی حبس بودید و شما همان آدمی هستی که در تبعید بودی و شما همان آدمی هستی که در انزوا بودی.

این مردمند که آمدند ما را آوردند بیرون از همه اینها و ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم نمی توانیم از عهده خدمت اینها برآئیم. خداوند به ما توفیق بدهد که ما یک خدمتگزاری برای اینها باشیم و به این نعمت موفق بشویم. شما امروز هم که ملاحظه می کنید اینهایی که در جبهه ها الان دارند جانفشانی می کنند اینها از کدام طبقه هستند. شما اگر پیدا کردید در تمام اینها یک نفری که مال آن اشخاصی باشد که دارای سرمایه های بزرگ هستند آن اشخاصی باشد که در سابق دارای قدرت هائی بودند اگر یک نفر از آنها پیدا کردید این محتاج به این است که از ما مژدگانی بگیرید ولی می دانم که پیدا نمی کنید از همین جمعیت اند. الان هم اینهائی که جانشان را دستشان گرفتند و شما را حفاظت می کنند و آنهایی که در بین شهرها و در بین روستاها حفظ می کنند شما و مردم را همین طبقه هستند. این طبقه اند که به ما الان منت دارند و از اول منت داشتند همین ها بودند که هیچ توقعی هم ندارند هیچ وقت هم نمی آیند توقع کنند شما باید توجه به این معنا بکنید که ما را اینها آورده اند و وکیل کرده اند آورده اند و وزیر کرده اند رئیس جمهور کرده اند اینها ولی نعمت ما هستند و ما باید ولی نعمت خودمان را از آن قدردانی کنیم و خدمت کنیم به او و همین ها هستند که الان هم حفظ این کشور را می کنند و حفظ نظام این کشور را می کنند. شما آقایان نمی توانید که بروید توی کوچه ها و ـ عرض بکنم که ـ خیابان ها و آنجا را اداره کنید شما یک شان دیگری دارید یک شغل دیگری در خدمت دارید آنها هم یک شغل دیگری دارند اما شغل آنها آنطور است که شما را هم حفظ می کنند. و من امیدوارم که این روحیه در این ملت باقی باشد و با این روحیه که سربازهای ما دارند و پاسدارهای ما دارند و آنهائی که حفاظت این کشور را می کنند این روحیه را دارند که روحیه بسیار ارزشمندی است و شهادت طلبی است و خود را به حلقوم مرگ انداختن برای نجات اسلام و نجات کشور. خداوند این روحیه را به همه عنایت کند و مادامی که این روحیه هست و آن مساله ای که قبلا عرض کردم هست مطمئین باشید که این کشور بیمه است و هرگز نخواهد آسیب دید.

انقلاب ما متکی به معنویات و خداست و آنهائی که با ما موافقند آنهائی هستند که با خط توحیدی موافقند. ما باید خط معنویتی را که برای آن انقلاب کردیم فراموش نکنیم; همان خط معنویتی که با تمام بی عرضگی هائی که در تبلیغ نمودیم باز مردم دنیا متوجه انقلابمان شدند و این خط معنویت است که زورگویان با آن مخالفند. متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولت ها با ما مخالف باشند ملت ها با ما موافقند. باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولت ها. زیرا مردم و توده ها با حق موافقند چون زیر بار ستم بوده اند و نمی خواهند تحت سلطه آمریکا و شوروی باشند. ما در جهت تبلیغات تقریبا صفر بوده ایم. باید علاوه بر سفرهای رسمی سفرهای غیر رسمی هم بنمائیم تا دنیا را بیدار کنیم. اگر بخواهیم انقلاب را صادر کنیم باید کاری کنیم که مردم خودشان حکومت را به دست گیرند تا مردم به اصطلاح طبقه سه روی کار بیایند.

تمام ادیان آسمانی از بین توده ها برخاسته است و با کمک مستضعفین بر مستکبرین حمله برده است. مستضعفین در همه طول تاریخ به کمک انبیا برخاسته اند و مستکبرین را به جای خود نشانده اند. در اسلام پیغمبر اکرم از بین مستضعفین برخاست و با کمک مستضعفین مستکبرین زمان خودش را آگاه کرد یا شکست داد. مستضعفین بر تمام ادیان حق دارند مستضعفین به اسلام حق دارند زیرا در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله این جمعیت بودند که کمک کردند دین اسلام را ترویج کردند از دین اسلام رژیم های شاهنشاهی و مستکبرین وابسته به آن رژیم همیشه راه آنها غیر راه اسلام بوده است و با مبارزه با اسلام زندگی منحوس خود را ادامه می دادند. مستضعفین بودند که دنبال انبیا بودند دنبال علما بودند دنبال اولیا بودند. نهضت ما هم با مستضعفین پیش رفت مستکبرین یا فرار کردند یا در منازل خود نشستند.

خداوند را سپاس می کنم که اراده فرمود منت بر مستضعفین بگذارد علیه مستکبرین و زمین را از لوث مستکبرین پاک کند مستضعفین را به حکومت زمین برساند اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلیمات اسلام برای همین معناست که مستکبری در زمین نباشد و نتوانند مستکبرین مستضعفین را استعمار و استثمار کنند. ما به تبع تعالیم عالیه قرآن و آنچه از اسلام بر سیره رسول اکرم و ائمه مسلمین به دست آوردیم و از سیره انبیا چنانچه در قرآن نقل می فرماید به دست آورده ایم آن است که مستضعفین با هم مجتمع شوند و بر مستکبرین ثوره (انقلاب) کنند و نگذارند حقوق آنها را ببرند. ما با این تعالیم پیشرفت کردیم و ملت ما شهادت را استقبال کرد برای این مقصد و چون شهادت مورد هدف او بود با مشت و خون بر تمام قوای جهنمی بر دببابات (تانک ها) بر مسلسلات بر ابرقدرت ها که در پشت شاه سابق صف کشیده بودند غلبه کرد.

ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش های اسلامی هستند به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهائی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کوبند. بحث مبارزه و رفاه بحث قیام و راحت طلبی بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند و تنها آنهائی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب ها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم. مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند که عده ای از خدا بی خبر برای از بین بردن انقلاب هرکس را که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را کمونیست و التقاطی می خوانند از این اتهامات نباید ترسید باید خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید.

اساس ادامه یک پیروزی و ادامه یک انقلاب در یک امری است که به نظر می آید در راس امور واقع است و آن این که دولت مجلس و کسانی که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند.

فرق بین انقلاب اسلامی و غیر اسلامی همین است که انقلاب وقتی اسلامی شد توده های مردم همراه با آن هستند و وقتی توده های مردم همراه شوند زود پیش می رود.

خدمت به احکام اسلام بکنید و برای اینهایی که اولیای ما هستند این پائین شهری ها و این پابرهنه ها. این ها ولی نعمت ماها هستند. اگر اینها نبودند ما یا در تبعید بودیم یا در حبس بودیم یا در انزوا. اینها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جایی.

انقلاب ما متکی به معنویات و خداست و آنهایی که با ما موافقند آنهایی هستند که با خط توحیدی موافقند. ما باید خط معنویتی را که برای آن انقلاب کردیم فراموش نکنیم.