X
تبلیغات
رایتل

swc

شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389
توسط: Mr.Hawkman

آگاهی بخش های امام خمینی درباره خطر برداشت های یکسویه ...

آگاهی بخش های امام خمینی درباره خطر برداشت های یکسویه از شخصیت جامع امیرمومنان حضرت علی (ع)


یکی از مشکلات بزرگی که در بستر تاریخ و در همه اعصار جامعه اسلامی را به رنج افکنده و در تداوم حرکت سازنده برای استقرار قوانین اسلام مانع ایجاد کرده برداشت های ناقص و یکسویه از دین و قصور در کسب معرفت های اصیل و شناخت های جامع از برنامه های اسلام برای بنیان نهادن جامعه ای بالنده و پویا می باشد.
این برداشت های ناقص و یکسویه در پی خود رفتارها و عملکردهای ناقص را به ظهور و بروز درآورده و مسلمانانی پرورده است که هر کدام به یک جنبه از تعالیم دین رویکرد داشته و از سایر جنبه ها و جلوه های آن غفلت ورزیده اند.

 
اسلام علاوه بر وضع قوانین جامع و دستورالعمل های مبتنی بر همه سونگری نسبت به شئون حیات انسان و نیازهای جسمی و روحی و مادی و معنوی او برای اینکه مسلمانان به بیراهه نیفتند و در تشخیص راه و دست یابی به مشی و راهکارهای همه جانبه و بدور از افراط و تفریط توفیق حاصل کنند اسوه ها و الگوهای بزرگ عملی را که با جانمایه معارف اصیل و ارزش های ناب و قوانین حیاتبخش خویش پرورش داده و به اوج کمال رسانده است به ملل مسلمان و جهان بشریت معرفی می نماید.

حضرت مولی الموحدین امام علی بن ابیطالب (ع ) یکی از این اسوه ها و الگوهای جامع و کامل اسلام است که تمام اسما حسنای الهی و همه تعالیم دینی و ارزش های والای اخلاقی و رفتاری در وجود مقدسش متجلی گردیده و جامع ترین و شریف ترین راهنما برای هدایت و سعادت و رستگاری انسان ها شده است .

امیرمومنان حضرت علی (ع ) تجسم عملی اسلام و قرآن است و هر مسلمانی برای عمل دقیق به جامعیت دین حق باید به این موجود الهی و اندیشه ها و رفتار و اعمال کاملش تاسی نماید که در این صورت از « صراط مستقیم » منحرف نمی شود و به « افراط » و « تفریط » گرفتار نمی آید و تمام تعالیم و ارزش های الهی را در زندگی فردی اجتماعی اقتصادی فرهنگی اخلاقی تربیتی سیاسی و حکومتی و در کانون های خانواده و مراکز دانش و پژوهش و حوزه های مدیریت های گوناگون به تسری درمی آورد.

برای این که بتوانیم از این « اسلام مجسم » و « تجلی جامعیت دین » بهره ببریم و آن پیشوای بزرگ را در مراتب وجودی خودمان پیروی نمودن و به راستی « شیعه » به مفهوم واقعی و از جنبه عینی و عملی آن باشیم از اندیشه ها و رهنمودهای حضرت امام خمینی بهره می گیریم .

حضرت امام خمینی از مولای متقیان حضرت امام علی بن ابیطالب (ع ) به نام موجود عظیمی که « جامع اضداد » است و « جمع بین اضداد کرده است » (1 ) یاد می نماید و اعلام می کند : « ما باید پیرو یک چنین انسان کاملی باشیم که در همه ابعاد متخصصین برای ایشان تواضع می کنند. در هر بعدی اگر کسی بخواهد مثل بزند به ایشان مثل می زند. در بعد زهد و علم و در بعد رحمت به مستضعفین و مستمندان و در بعد جنگ و شجاعت و خلاصه در همه ابعاد به ایشان مثل زده می شود و در حقیقت یک موجود هزار بعدی است و ما باید تابع یک همچو فردی باشیم ... به اندازه ای که می توانیم باید از ایشان تبعیت کنیم . » (2 )

حضرت امام به این نکته ها و واقعیت های بزرگ تصریح می کنند که حضرت علی (ع ) در همان حال که زاهد و عارف بود جنگجو بود و با دشمنان دین به نبرد می پرداخت و در عین حال که مرد جهاد بود مرد علم و دانش بود و در همان حالات به فعالیت های اقتصادی اهتمام می ورزید و در همان شرایط در عرصه های سیاست و حکومت حضور داشت و در عین حال خانواده و تربیت فرزند و مناجات با خدا و سیر و سلوک و پیوندهای اجتماعی را رها نمی کرد.

این صفات و خصال و رفتار و اعمال ـ که از همه نوع و بر مبنای تعالیم اسلام بود ـ شخصیت جامع و کاملی از حضرت علی (ع ) پرورش داد و آن حضرت را الگوی عملی اسلام برای همه اعصار ازجمله عصر و زمان ما ساخت .

بر این مبنا و اساس هر تابع دین و پیرو تعالیم اسلام در صورتی می تواند خود را یک « مسلمان کامل » بداند که از این اسوه عملی تبعیت نماید. یعنی در همه شرایط به تمام تعالیم و ارزش های اسلامی عامل باشد و هرگز یکسویه و ناقص رشد نکند که در این صورت از اسلام فاصله گرفته است .

از مجموع دیدگاه های امام خمینی درباره جامعیت شخصیت والای امیر مومنان (ع ) می توان به رهیافت های ذیل دست یافت :

1 ـ حضرت علی (ع ) در حالی که در بالاترین مراتب عبادت و خلوت های عاشقانه با حضرت محبوب ازلی به سر می برد و علاوه بر واجبات به نوافل اهتمام ویژه ای داشت و در دل شب به تهجد و رازونیاز و گریه های سوزناک در فراق حضرت یار می پرداخت هرگز در ذکر و مناجات خلاصه نگشت و از همه مهم تر این که آن حضرت مناجات و عبادات را عمیق و دقیق و در اوج معرفت و شناخت به جا می آورد و از همین رو آثار چنین عبادتی به صورت « اخلاص » در همه اعمال اجتماعی و اتقان ایمان و شجاعت تمام به ظهور و تجلی درمی آمد و او را در برابر صفوف دشمن مستحکم و شکست ناپذیر می ساخت .

امام خمینی به این مشخصه بارز و برخاسته از عبادت و مناجات های امیر مومنان (ع ) این گونه اشاره می نمایند :

« شما شیعه همان هستید که می فرمود : اگر همه عالم در مقابل من بایستند تنها در مقابل همه می ایستم . آن ایمان است که او را آنطور در مقابل همه چیز می ایستاند . آن اخلاص اوست . آن روحانیت و معنویت اوست . و شما شیعه او هستید » . (3 )

2 ـ عبادت و دعا و مناجات یک جلوه از جلوه های مختلف اسلام است و به طور طبیعی هر مسلمان نیز با روی آوردن به عبادت و نماز به بخشی از دستورالعمل های اسلام عمل کرده است و اگر بخواهد به همین بسنده کند نه دین حق را آنگونه که هست شناخته و نه وظایف مسلمانی را به طور کامل انجام داده است و در نهایت به راهی می رود که هرچه باشد اسلام نیست .

یکی از جنبه های حائز اهمیت تعالیم و دستورالعمل های دین مبین حق فعالیت های اقتصادی است . در متن فرهنگ و معارف اسلامی احکام و قوانین خاص و مرتبط با شیوه های کار و ضوابط تلاش و فعالیت های اقتصادی ثبت و ضبط شده و حجم وسیعی از احکام فقهی را به خود اختصاص داده است . همین تعالیم و ضوابط نشان می دهد که فعالیت های اقتصادی در اسلام دارای جایگاه خاص و ضرورت های حیاتی می باشد که اگر به حیطه عمل مسلمانان در نیاید زندگی آنان با رکود و نابسامانی مواجه می شود.

حضرت علی (ع ) که قرآن ناطق و اسلام مجسم بود چه قبل از زمامداری و حکومت و چه پس از آن به کار و تلاش اقتصادی و کسب درآمد اهتمام ویژه ای مبذول می داشت و بخش قابل توجه ای از درآمدهای حاصله از این فعالیت ها را در راه خدا انفاق می کرد. اگرچه رهبری و خلافت امیر مومنان (ع ) ـ به ویژه با آن دقایق و ظرایف خاصی که حضرت معمول می داشت و لحظه ای از تلاش برای تدبیر امور و اداره کشور آرام نمی یافت ـ از مصادیق بارز فعالیت های اقتصادی برای تامین معاش می باشد لکن در عین حال حضرت به این اکتفا نمی کرد و در کنار حکومت و زمامداری به کشاورزی می پرداخت و شخصا به غرس نهال و حفر چاه و کاشت و برداشت اهتمام می ورزید.

امام خمینی در موارد متعدد به این جلوه از شخصیت مولای متقیان (ع ) اشاره می نمایند که نمونه ذیل یکی از آنهاست :

« دوم شخص اسلام علی بن ابیطالب سلام الله علیه ایشان خودش یک کارگر بوده یعنی قنات حفر می کرده می رفته است قنات می کنده است آب بیرون می آورده ... همان روزی که بیعت به امامت کردند برای او به خلافت وقتی بیعت تمام شد همان روز بیل و کلنگ خودش را برداشت (و رفت ) دنبال کار » . (4 )

3 ـ یکی دیگر از ابعاد شخصیت امیر مومنان (ع ) حضور در عرصه سیاست و حکومت بود . امام (ع ) در همان حال که عابد و زاهد بود و در همان شرایط که به فعالیت های اقتصادی می پرداخت به امور سیاسی نیز اهتمام می ورزید. آن حضرت حکومت اسلامی تشکیل داد و با استقرار سازمان های مختلف و انتظام در امور گوناگون به اداره کشور اسلامی پرداخت و به این وسیله هر مسلمانی در هر عصر و زمانه را در برابر امور سیاسی جامعه مسئول و موظف نمود.

حضرت امام خمینی تصریح دارند که : « حضرت امیر یک مملکت را اداره می کرد سیاستمدار یک مملکت بود» . (5 ) و « نگفت که ما بنشینیم در خانه مان دعا بخوانیم و زیارت بکنیم و چه کار داریم به این حرف ها به ما چه» . (6 )

حضرت امام خمینی تاکید دارند که ورود به عرصه سیاست و حکومت دقت ها و مراقبت های خاصی را برای سیاستمداران ایجاد می کند که جز با تهذیب نفس و رسیدن به تقوای سیاسی و وارستگی روح و قطع تعلقات نسبت به جاه و مقام و قدرت و ریاست تحقق نمی یابد.

امام خمینی حضرت علی (ع ) را الگوی کامل وارستگی در برابر جاذبه های قدرت و حکومت می دانند و می فرمایند :

« حضرت امیرالمومنین (ع ) درباره نفس حکومت و فرماندهی به ابن عباس فرمود : این کفش چقدر می ارزد گفت : هیچ . فرمود : فرماندهی بر شما نزد من از این هم کم ارزش تر است مگر اینکه به وسیله فرماندهی و حکومت بر شما بتوانم « حق » یعنی قانون و نظام اسلام را برقرار سازم و « باطل » یعنی قانون و نظامات ناروا و ظالمانه را از میان بردارم . » (7 )

امام خمینی خطاب به مسئولین کشور ضمن استناد به این شیوه حضرت امام علی (ع ) می فرماید :
« مسئله کرسی مجلس در اسلام مطرح نیست مسئله ریاست مطرح نیست مسئله ریاست جمهور مطرح نیست مسئله وزارت مطرح نیست اگر کسی اینها را خیال کند مطرح هست اسلام را نشناخته است ... شما که می خواهید حق را ایجاد کنید شما که می خواهید اسلام را به پیش ببرید ... باید پیشتان فرق نکند . باید توجه کنید به اینکه مبادا آن گرفتاری های آن زمان برای ما پیش بیاید . » (8 )

4 ـ یکی از جلوه های دیگر شخصیت جامع حضرت مولی الموحدین امام علی (ع ) « عرفان ناب اسلامی » است . امیرمومنان (ع ) به تمام معنا و به طور واقعی و راستین « عارف جامع و کامل و واصل » بود و تمام ذرات پیکر وجود مقدسش « خدا » را فریاد می زد و همواره در سوز و گدازهای عاشقانه از درد فراق می نالید و در شوق وصال بی تابی می کرد.

           عرفان های صوفیانه در انواع و اقسام و با ابداع آداب و رسوم های غلط و متضاد با اسلام که رو به گسترش است و جوانان این مرز و بوم را به شدت تهدید می کند و اتفاقا عاملی است برای ایجاد تعارض ساختگی بین دیانت و سیاست و به انزوا کشاندن نظام سیاسی اسلام حاصل برداشت های باطل از سیره و روش عرفانی حضرت علی (ع ) است .

حضرت امام خمینی در رهنمود ذیل ضمن اشاره به شخصیت عرفانی امیرمومنان (ع ) برداشت های ناصواب و به دنبال آن رفتارهای ناصحیح و آداب غلطی که در گروه های تابع عرفان صوفیانه به ظهور می رسد را نفی می نماید :

« خیال کردند یک دسته زیادی که معنای عرفان عبارت از این است که انسان یک محلی پیدا بشود و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند و اینها! این معنای عرفان است ! مرتبه اعلای عرفان را امام علی سلام الله علیه داشته است و هیچ این چیزها نبوده درکار. خیال می کردند که کسی که عارف است باید دیگر به کلی کناره گیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری ذکر بگوید و یک قدری تغنی بشود و یک قدری چه بکند و دکانداری ! امیرالمومنین درعین حالی که اعرف خلق الله بعد از رسول الله در این امت اعرف خلق الله به حق تعالی بود مع ذلک نرفت کنار بنشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد. هیچ وقت حلقه ذکر نداشت مشغول بود به کارهایش ولی آن هم بود » . (9 )

حضرت امام خمینی بر مبنای تعالیم و معارف عرفانی اسلام به این حقیقت تصریح دارند که عرفان اسلامی نه گوشه گیری و نه مختص به ذکر و مناجات و نه سیر وسلوک صرفا روحانی و معنوی که جامع همه اعمالی است که عارف بالله در راه خداو برای استمرار احکام و قوانین دین خدا انجام می دهد :

« در سیر الهی لازم نیست که انسان یک گوشه ای بنشیند و بگوید من سیر الی الله می خواهم بکنم . خیر سیر الی الله همان طوری (است ) که سیره و روش انبیا و خصوصا پیغمبر اسلام (بود) و کسانی که مربوط به او بودند. درعین حالی که در جنگ وارد می شدند آدم می کشتند و کشته می دادند حکومت داشتند همه چیز داشتند. همه اش سیر الی الله بود. این طور نبود که آنروزی که حضرت امیر مشغول به قتال است سیر الی الله نباشد و آن روزی که مشغول نماز است باشد . خیر هر دویش سیر الی الله است » . (10 )

به این ترتیب امام خمینی با استناد به سیره وروش حضرت علی (ع ) تفکر ناصواب صوفی گری را نفی می نماید و عرفان های مبتنی بر این تفکر با هر نام و عنوان را از بلاهای بزرگ اجتماعی و موجب انحراف و سرگشتگی جوانان می داند.

باتوجه به آنچه از نظر گذشت هر مسلمان در هر عصر و زمانی با اسوه جامع و الگوی کاملی به نام حضرت مولی الموحدین علی (ع ) مواجه است که شخصیتی عظیم و همه جانبه دارد و تمام اسما الهی و تعالیم مقدس قرآن و معارف اصیل اسلامی در وجود مقدسش متجلی گردیده است .

بابودن الگویی همچون امیرمومنان (ع ) که قرآن ناطق و اسلام مجسم است هرگونه گرایش یکسویه به اسلام ـ چه به صورت گریز از فعالیت های اقتصادی و کسب درآمدهای مشروع چه به شکل اعتقاد به جدایی دین از سیاست و نفی ضرورت تشکیل حکومت اسلامی چه به عنوان علاقه و اشتیاق به عرفان های صوفیانه و فریبنده و اغواگر ـ باطل است و به طور قطع همه این برداشت ها و گرایش های ناصحیح خاستگاهی چون « نفسانیت های فردی و گروهی » دارد و در نهایت انبوهی از جوانان ناآگاه و فاقد شناخت های اصیل دینی را به دام عوامل پنهان قدرت های استعماری گرفتار می سازد و در مسیر تامین مطامع آنان به تحرک و تلاش وامی دارد و حاصل و ثمره این فعالیت های مخرب این است که زمینه ها برای گسترش « اسلام غربی » و « اسلام آمریکایی » در ممالک اسلامی از جمله ایران مساعد و مهیا می گردد.


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی :

1 ـ سیمای معصومین (ع ) در اندیشه امام خمینی موسسه تنظیم و نشر آثار امام ص 243

2 ـ صحیفه امام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ج 17 ص 419

3 ـ همان منبع ج 16 ص 198

4 ـ سیمای معصومین (ع ) در اندیشه امام خمینی ص 240

5 ـ همان منبع ص 246

6 ـ همان منبع

7 ـ ولایت فقیه اثر حضرت امام خمینی موسسه تنظیم ونشر آثار امام ص 29

8 ـ صحیفه امام ج 18 ص 411 و 412

9 ـ صحیفه امام ج 20 ص 116

10 ـ همان منبع ج 17 ص 174

با بودن الگویی همچون امیرمومنان (ع ) که قرآن ناطق و اسلام مجسم است هرگونه گرایش یکسویه به اسلام ـ چه به صورت گریز از فعالیتهای اقتصادی و کسب درآمدهای مشروع چه به شکل اعتقاد به جدایی دین از سیاست و نفی ضرورت تشکیل حکومت اسلامی چه عنوان علاقه و اشتیاق به عرفان های صوفیانه و فریبنده و اغواگر ـ باطل است و به طور قطع همه این برداشت ها و گرایش های ناصحیح خاستگاهی چون « نفسانیت های فردی و گروهی » دارد و در نهایت انبوهی از جوانان ناآگاه و فاقد شناخت های اصیل دینی را به دام عوامل پنهان قدرت های استعماری گرفتار می سازد و در مسیر تامین مطامع آنان به تحرک درمی آورد و حاصل و ثمره این فعالیت های مخرب این است که زمینه ها برای گسترش « اسلام غربی » و « اسلام آمریکایی » در مملکت اسلامی و از جمله ایران مساعد و مهیا می گردد .