X
تبلیغات
رایتل

swc

شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389
توسط: Mr.Hawkman

حدیث بیداری (4)

رحلت امام خمینى؛ وصال یار، فراق یاران:

امام خمینى هدفها و آرمانها و هر آنچه را که مى‏بایست ابلاغ کند، گفته بود و در عمل نیز تمام هستى‏اش را براى تحقق همان هدفها به کار گرفته بود. اینک در آستانه نیمه خرداد سال 1368 خود را آماده ملاقات عزیزى مى‏کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بود و قامتش جز در برابر او، در مقابل هیچ قدرتى خم نشده، و چشمانش جز براى او گریه نکرده بود. سروده‏هاى عارفانه‏اش همه حاکى از درد فراق و بیان عطش لحظه وصالِ محبوب بود؛ و اینک این لحظه شکوهمند براى او، و جانکاه و تحمّل‏ناپذیر براى پیروانش، فرا مى‏رسید. او خود در وصیتنامه‏اش نوشته است:


با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى‏کنم. و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خداى رحمان و رحیم مى‏خواهم که عذرم را در کوتاهى خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.

و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند. (203)

مردم هنگامى که در کنار ضریح او مى‏ایستند، در پاسخ به این جملاتِ متواضعانه امام زمزمه مى‏کنند: «اماما! از کدام تقصیرها و قصورها سخن مى‏گویى؟ تا آنجا که ما و پدرانمان دیده و شنیده و به یاد داریم، تو همه، خوبى و پاکى و نور بودى. أشهد أنّک قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و جهدت فى اللَّه حق جهاده.» (204)

شگفت آنکه امام خمینى در یکى از غزلیاتش که چند سال قبل از رحلت سروده است مى‏گوید:

         سالها مى‏گذرد حادثه‏ها مى‏آید             انتظار فرج از نیمه خرداد کشم (205)

 ابیات قبل از این بیت در بیان سختى دوران هجران و آرزوى لحظه وصال است.

و اینک آن لحظه در میانه خرداد سال 1368 فرا رسیده است. از چند روز قبل، مردم در جریان خبر بیمارى دستگاه گوارشى و قلب امام خمینى و عمل جراحى ایشان قرار گرفته بودند. حقیقتاً وضع روحى مردم در این ایام و مراسم دعا و نیایشى که در هر کوى و برزن و خانه و مسجد و تکیه در سراسر کشور و در بین علاقه‏مندان امام در خارج کشور برگزار بود، قابل توصیف نیست. کمتر کسى را مى‏توانستى ببینى که قادر باشد اثر اندوه و نگرانى خود را از چهره مخفى کند. چشمها اشکبار و دلها رو به جماران داشت. ساعتها به کندى مى‏گذشت و ایران یکپارچه دعا بود. تیم پزشکى آنچه را که در توان داشت به کار گرفت؛ اما فرمان خدا، امرى دیگر تقدیر کرده بود: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً. (206)

ساعت 20/ 22 بعد از ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبى از کار ایستاد که میلیونها قلب را به نور خدا و معنویت احیاء کرده بود. به وسیله دوربین مخفى‏اى که توسط دوستان امام در بیمارستان، نصب شده بود، روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. (207) وقتى که گوشه‏هایى از حالات معنوى و آرامش امام در این ایام از تلویزیون پخش شد، غوغایى در دلها برافکند که وصف آن جز با بودن در آن فضا ممکن نیست. لبها دائماً به‏ ذکر خدا در حرکت بود. در آخرین شب زندگى و در حالى که چند عمل جراحى سخت و طولانى در سن 87 سالگى تحمل کرده بود و در حالى که چندین سرم به دستهاى مبارکش وصل بود، نافله شب مى‏خواند و قرآن تلاوت مى‏کرد. در ساعات آخر، طمأنینه و آرامشى ملکوتى داشت و مرتباً شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم (ص) را زمزمه مى‏کرد و با چنین حالتى بود که روحش به ملکوت اعلا پرواز کرد. هجرتش داغى التیام ناپذیر بر قلبها نهاد.

وقتى خبر رحلت منتشر شد، گویى زلزله‏اى عظیم رخ داده است، بغضها ترکید و سرتاسر ایران و همه کانونهایى که در جهان با نام و پیام امام خمینى آشنا بودند، یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند.

هیچ قلم و بیانى قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها توصیف کند. مردم ایران و مسلمانان انقلابى، حق داشتند این چنین ضجه کنند و صحنه‏هایى پدید آورند که در تاریخ نمونه‏اى بدین حجم و عظمت براى آن سراغ نداریم. آنان کسى را از دست داده بودند که عزّت پایمال‏شده‏شان را بازگردانده بود، دست شاهان ستمگر و دستهاى غارتگران امریکایى و غربى را از سرزمینشان کوتاه کرده بود، اسلام را احیا کرده بود، مسلمین را عزت بخشیده بود، جمهورى اسلامى را برپا کرده بود، رو در روى همه قدرتهاى جهنمى و شیطانى دنیا ایستاده بود و ده سال در برابر صدها توطئه براندازى و طرح کودتا و آشوب و فتنه داخلى و خارجى مقاومت کرده بود و هشت سال دفاعى را فرماندهى کرده بود که در جبهه مقابلش دشمنى قرار داشت که آشکارا از سوى هر دو قدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه‏جانبه مى‏شد. مردم، رهبر محبوب و مرجع دینى خود و منادى اسلام راستین را از دست داده بودند.

شاید کسانى که قادر به درک و هضم این مفاهیم نیستند، اگر حالات مردم را در فیلمهاى مراسم تودیع و تشییع و خاکسپارى پیکر

مطهر امام خمینى مشاهده کنند و خبر مرگ دهها تن که در مقابل سنگینى این حادثه تاب تحمل نیاورده و قلبشان از کار ایستاده بود را بشنوند و پیکرهایى که یکى پس از دیگرى از شدت تأثر بیهوش شده، بر روى دستها در امواج جمعیت به سوى درمانگاهها روانه مى‏شدند را در فیلمها و عکسها ببینند، در تفسیر این واقعیتها درمانده شوند؛ اما آنان که عشق را مى‏شناسند و تجربه کرده‏اند، مشکلى نخواهند داشت. حقیقتاً مردم ایران عاشق امام خمینى بودند؛ و چه شعار زیبا و گویایى در سالگرد رحلتش انتخاب کرده بودند که: «عشق به خمینى عشق به همه خوبیهاست».

روز چهاردهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبرى، تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینى توسط حضرت آیت الله خامنه‏اى که دو ساعت و نیم طول کشید، بحث و تبادل نظر براى تعیین جانشین امام خمینى و رهبر انقلاب اسلامى آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیت الله خامنه‏اى (رئیس جمهور وقت)- که خود از شاگردان امام خمینى- سلام اللَّه علیه- و از چهره‏هاى درخشان انقلاب اسلامى و از یاوران قیام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام، در همه فراز و نشیبها در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازى کرده بود- به اتفاق آرا براى این رسالت خطیر برگزیده شد. سالها بود که غربیها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشور که از شکست دادن امام مأیوس شده بودند، وعده زمان مرگ امام را مى‏دادند؛ اما هوشمندى ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خبرگان و حمایت فرزندان و پیروان امام، همه امیدهاى ضد انقلاب را بر باد داد و نه تنها رحلت امام پایان راه او نبود، بلکه در واقع عصر امام خمینى در پهنه‏اى وسیعتر از گذشته آغاز شده بود. مگر اندیشه و خوبى و معنویت و حقیقت مى‏میرد؟

روز و شب پانزدهم خرداد 1368، میلیونها نفر از مردم تهران و سوگوارانى که از شهرها و روستاها آمده بودند، در محل مصلّاى بزرگ تهران اجتماع کردند تا براى آخرین بار با پیکر مطهر مردى که با قیامش، قامت خمیده ارزشها و کرامتها را در عصر سیاه ستم استوار کرده و در دنیا نهضتى از خداخواهى و بازگشت به فطرت انسانى آغاز کرده بود، وداع کنند. هیچ اثرى از تشریفات بى‏روح مرسوم در مراسم رسمى نبود. همه چیز بسیجى و مردمى و عاشقانه بود. پیکر پاک و سبزپوش امام بر بالاى بلندى و در حلقه میلیونها نفر از جمعیت ماتمزده، چون نگینى مى‏درخشید. هر کس به زبان خویش با امامش زمزمه مى‏کرد و اشک مى‏ریخت. سرتاسر اتوبان و راههاى منتهى به مصلى مملو از جمعیت سیاهپوش بود. پرچمهاى عزا بر در و دیوار شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراکز و ادارات و منازل به گوش مى‏رسید. شب که فرا رسید هزاران شمع به یاد مشعلى که امام افروخته است، در بیابان مصلّى‏ و تپه‏هاى اطراف آن روشن شد. خانواده‏هاى داغدار گرداگرد شمعها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نورانى دوخته شده بود. فریاد «یا حسین» بسیجیان که احساس یتیمى مى‏کردند و بر سر و سینه مى‏زدند، فضا را عاشورایى کرده بود. باور اینکه دیگر صداى دلنشین امام خمینى را در حسینیه جماران نخواهند شنید، طاقتها را برده بود. مردم شب را در کنار پیکر امام به صبح رسانیدند. در نخستین ساعت بامدادِ شانزده خرداد، میلیونها تن به امامت آیت الله العظمى گلپایگانى (ره) با چشمانى اشکبار بر پیکر امام نماز گزاردند.

انبوهى جمعیت و شکوه حماسه حضور مردم در روز ورود امام خمینى به کشور در 12 بهمن 1357 و تکرار گسترده‏تر این حماسه در مراسم تشییع پیکر امام، از شگفتیهاى تاریخ است. خبرگزاریهاى رسمى جهان جمعیت استقبال‏کننده را در سال 1357 تا شش میلیون نفر و جمعیت حاضر در مراسم تشییع را تا نه میلیون نفر تخمین زدند و این در حالى بود که طى دوران یازده ساله حکومت امام خمینى به واسطه اتحاد کشورهاى غربى و شرقى در دشمنى با انقلاب، و تحمیل جنگ هشت ساله و صدها توطئه دیگر آنان، مردم ایران سختیها و مشکلات فراوانى را تحمل کرده و عزیزان بیشمارى را در این راه از دست داده بودند و طبعاً مى‏بایست بتدریج خسته و دلسرد شده باشند؛ اما هر گز این چنین نشد. نسل پرورش یافته در مکتب الهى امام خمینى، به این فرموده امام ایمان کامل داشت که:

در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و

فداکاریها و جان‏نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبه آن است. (208)

مراسم تشییع از مصلى تا مرقد امام در جنب بهشت زهرا- مزار شهیدان انقلاب اسلامى- آغاز شد. کودکان، زنان و مردان چنان ضجه مى‏زدند که گویى جانشان را مى‏برند. ساعتها گذشت، اما پیشروى جمعیت به دلیل احساسات غیر قابل کنترل، ناممکن شده بود، سرانجام ناگزیر پیکر مطهر امام خمینى با هلى‏کوپتر به سوى محل دفن منتقل شد. با آنکه از قبل، موانع بلندى براى جلوگیرى از ازدحام عزاداران، در محل تدفین پیش‏بینى شده بود، اما به محض اینکه هلى‏کوپتر به زمین نشست، موانع در هم ریخت، شعله سوزناک فراق در دلها زبانه کشید و احساس جدایى، چنان جمعیت را بى‏تاب کرد که با همه تلاش مأمورین، خاکسپارى میسر نشد. صحنه‏ها مستقیم از تلویزیون پخش مى‏شد (فیلمهاى آن اکنون نیز موجود است) سرانجام به دشوارى، تابوت حامل پیکر مطهر امام از دستهایى که «خمینى» را همه هستى و موجودیت خویش مى‏دانستند، گرفته شد و دوباره با هلى‏کوپتر به جماران بازگردانده شد.

آنها که در مغرب زمین و یا در سایه بینش غربىِ خود، دنیا و زندگى را فقط از دریچه پول و هوس مى‏نگرند و در غوغاى زندگى ماشینى و صداى خُردکننده آن، اصالتها و عشق و ارزشها را فراموش کرده‏اند، نمى‏توانند معناى آنچه را که در فیلمهاى خاکسپارى امام مشاهده مى‏کنند، دریابند. اگر تحریفها و صداى کرکننده تبلیغات مسمومِ دشمنانِ حقیقت، اجازه دهد و آنان فقط وصیتنامه و یا یک پیام امام خمینى را بدون پیش‏داورى و از سر انصاف و بر اساس نگاهِ وجدان و فطرتشان مرور کنند، قطعاً داورى‏شان تغییر خواهد کرد.

پس از آنکه مراسم تدفین به علت شدت احساسات عزاداران امکان نیافت، طى اطلاعیه‏هایى مکرر از رادیو اعلام شد که «مردم به خانه‏هایشان بازگردند، مراسم به بعد موکول شده و زمان آن بعداً اعلام خواهد شد.» براى مسئولین تردیدى نبود که هر چه زمان بگذرد صدها هزار تن از علاقه‏مندان دیگر امام که از شهرهاى دور راهى تهران شده‏اند نیز بر جمعیتِ تشییع‏کننده افزوده خواهد شد، ناگزیر در بعد از ظهر همان روز مراسم تدفین با همان احساسات و به دشوارى انجام شد که گوشه‏هایى از این مراسم به وسیله خبرنگاران به جهان مخابره شده است.

دهها جلد اشعار شاعران ایرانى و غیر ایرانى که در روزهاى بعد از رحلت امام سروده و منتشر شده است، خود گویاى احساسات مردم در آن روزهاست. در میان این سوگنامه‏ها اشعار و قطعاتى به چشم مى‏خورد که خود از شاهکارهاى تاریخ ادبیات معاصر ایران است.

مراسم سوم و هفتم و چهلم در سال نخست با شکوه تمام برگزار گردید و از آن پس همه ساله با همان شکوه، در روز 14 خرداد هر سال برگزار گردیده است. به همت شیفتگان امام با سرعتى غیر قابل باور، بارگاهى معظم به نشانه قدرشناسى جامعه اسلامى از رهبر معنوى خویش، و به نشانه ابدى شدن یاد و خاطره او بر پا شد و مزار شریفش همه روزه و بخصوص در مناسبتهاى مذهبى میعادگاه زائران و عاشقان او از ایران و مسلمانان دیگر کشورهاست. پرچم سرخى که بر بلنداى بارگاهش در اهتزاز است، یادآور پرچم سرخ بارگاه سالار شهیدان حسین بن على- علیه السلام- و نشانه آن است که نهضت عاشورایى خمینى نیز همچون قیام کربلا تا همیشه تاریخ، خون شرف و انسانیت و استقامت در راه خدا را در رگهاى دین‏باورانِ غیرتمند جارى خواهد ساخت.

و بدینسان رحلت امام خمینى نیز همچون حیاتش منشأ بیدارى و نهضتى دوباره شد و راه و یادش جاودانه گردید؛ چرا که او حقیقت بود و حقیقت همیشه زنده است و فناناپذیر.

او جلوه‏اى از جلوه‏هاى «کوثر» بود و کوثر ولایت، همیشه در زمین و زمانه‏ها جارى است.

و حکایت آن عبد صالح خدا همچنان باقى است ...

         گر کسى هست که فریاد کند بودن را             همه از همّت آن رند خداجو باشد

 سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا

آثار و تألیفات امام خمینى:

دهها کتاب و اثر گرانبها از امام خمینى در مباحث اخلاقى، عرفانى، فقهى، اصولى، فلسفى، سیاسى و اجتماعى بر جاى مانده که بسیارى از آنها تا کنون منتشر شده است. متأسفانه تعدادى از رساله‏ها و تألیفات نفیس امام در جریان جابه‏جایى از منازل استیجارى و در جریان چندین مرحله یورش مأمورین ساواک شاه به منزل و کتابخانه ایشان مفقود گردیده است.

امام خمینى خطى خوش داشت و در نوشتن کتابهایش به قواعد نگارش قدیم و نظم در نوشتن و خلاصه‏نویسى و پرهیز از تطویل پایبند بود. نثر شیوا و به کارگیرى صنایع ادبى و ابداعات ترکیبى دلنشین در پیامهاى سیاسى و دینى امام، خود پایه‏گذار تحولى در ادبیات مذهبى و سیاسى ایران شده و هم اکنون اثر واژگان و ترکیبهاى اختصاصى که امام به کار مى‏برد در متون جدید ادب فارسى و حتى در عرف محاورات مردم ایران مشهود است. برخى از تألیفات امام به تناسب موضوع تخصصى آنها (در فقه و اصول و عرفان) از ابتدا به زبان عربى نوشته شده و برخى نیز فارسى مى‏باشند.

امام خمینى علاوه بر تألیفات علمى، تعدادى از رساله‏هاى علمى اندیشمندان- که نسخه‏هاى منحصر به فرد داشته و هنوز چاپ نشده بودند- را با خطى زیبا بازنویسى و استنساخ کرده است. بعضى از تألیفات امام خمینى با دید و قلمى کاملًا تخصصى نوشته شده و فهم مطالب آنها بدون استفاده از شرح و تفسیر اساتید اهل فن مقدور نیست و برخى نیز به زبان ساده‏تر نوشته شده‏اند. کتابهایى که اخیراً از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى تجدید چاپ شده‏اند، از لحاظ مقدمه، پاورقیهاى توضیحى و مجموعه فهرستهاى راهنما و دقت در صحت متن و ارائه تصویر نمونه‏اى از صفحات نسخه خطى کتاب، بر چاپهاى قبلى مزیت دارند.

ضمناً در چند سال اخیر برخى از آثار امام براى اوّلین بار توسط همین مؤسسه منتشر شده‏اند و هنوز آثار چاپ نشده‏اى از امام وجود دارد که پس از تنظیم پانوشته‏ها و توضیحات و فهارس منتشر خواهند شد.

در اینجا فهرست اسامى آثار و تألیفات امام خمینى را بر حسب سیر تاریخ نگارش مرور مى‏کنیم. طبعاً معرفى هر یک از این آثار، نیازمند تحقیقى مبسوط و جداگانه است که تا کنون در همین رابطه مقالات و کتابهایى چند نوشته شده است. (209)

شرح دعاء السحر:

امام خمینى این کتاب را که حاوى نکات عمیق عرفانى، فلسفى و کلامى است با تکیه بر آیات قرآن و روایات اهل بیت- علیهم السلام- در شرح دعاى مباهله معروف به دعاى سحر، در سال 1347 هجرى قمرى (1307 شمسى) و به زبان عربى نوشته‏اند. این کتاب توسط آقاى سید احمد فهرى ترجمه و چندین نوبت چاپ شده است.

این اثر به زبان عربى از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به طبع رسیده است.

التعلیقة على الفوائد الرضویه:

در این اثر عرفانى، امام خمینى آراى خویش را به صورت حاشیه بر کتاب شرح فوائد الرضویه مرحوم قاضى سعید قمى نگاشته است.

این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

شرح حدیث جنود عقل و جهل:

اثرى است گرانسنگ در علم اخلاق از امام خمینى. آراى کلامى، اخلاقى و عرفانى حضرت امام در این کتاب وضوح بیشترى یافته و همچون کتاب شرح چهل حدیث ایشان، اقشار بیشترى مى‏توانند از آن بهره گیرند. این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به طبع رسیده است.

مصباح الهدایة الى الخلافة و الولایة:

این کتاب یکى از عمیقترین و درخشانترین آثار عرفان اسلامى در دوره متأخر است که امام خمینى تألیف آن را در سال 1349 هجرى قمرى (1309 شمسى) در سن 28 سالگى به پایان رسانیده است.

این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در 315 صفحه شامل متن کتاب، همراه با مقدمه‏اى مبسوط و شرح گونه از استاد جلال الدین آشتیانى به طبع رسیده است.

تعلیقات على شرح الفصوص الحکم و مصباح الانس:

کتاب فصوص الحکم تألیف شیخ اکبر محیى الدین عربى از عرفاى نامدار جهان اسلام است که شروح زیادى بر آن نوشته شده و شرح قیصرى بر این کتاب از بهترین شرحها شناخته شده است.

امام خمینى در سال 1355 هجرى قمرى (1315 شمسى) تعلیقه خود را (به زبان عربى) بر شرح فصوص الحکم قیصرى به اتمام رسانیده است که خود گویاى تسلط نویسنده بر آراى اساطین عرفان، نظیر شیخ اکبر، قونوى، ملا عبد الرزاق کاشانى، فرغانى، عراقى و قیصرى است.

حاشیه بر مصباح الانس:

کتاب مصباح الانس بین المعقول و المشهود، شرحى است از محمد بن حمزة بن محمد فنارى بر کتاب مفتاح الغیب، اثر ابو المعالى محمد بن اسحاق قونوى، از شاگردان نامدار محیى الدین عربى‏ که در عرفان نظرى نوشته شده است.

امام خمینى آرا و نقد علمى خویش را به صورت حاشیه بر بیش از یک سوم کتاب مذکور در سال 1355 هجرى قمرى (1315 شمسى) نوشته‏اند.

دو حاشیه فوق الذکر (بر شرح فصوص و مصباح الانس) تحت نام «تعلیقات على شرح فصوص الحکم و مصباح الانس» با تصحیحات و تعلیقات به همراه چندین نامه عرفانى- اخلاقى از حضرت امام به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام (س) از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

شرح چهل حدیث:

 «اربعین حدیث» یا «شرح چهل حدیث»، یکى از آثار گرانبهاى اخلاقى و عرفانى امام خمینى است که در سال 1358 هجرى قمرى (1318 شمسى) به زبان فارسى نوشته شده است. در این اثر، چهل حدیث از روایات پیشوایان دین از کتاب شریف اصول کافى (34 حدیث اوّل- غیر از حدیث 11- در مسائل اخلاقى و 6 حدیث آخر در مسائل اعتقادى) به وجهى مبسوط و با بیانى شیوا و اثرگذار شرح شده‏اند.

این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، در 900 صفحه منتشر شده است.

شرح حدیث بیست و هشتم از کتاب شریف شرح چهل حدیث تألیف امام خمینى به عنوان ضمیمه در انتهاى رساله لقاء اللَّه، تألیف آیت الله حاج میرزا جواد ملکى (ره) توسط مؤسسه انتشارات فیض کاشانى، تهران، چاپ چهارم، 1370 ه. ش. به چاپ رسیده است.

 سر الصلاة: معراج السالکین و صلاة العارفین‏

کتابى است سنگین و عرفانى به زبان فارسى در بیان اسرار معنوى و عرفانى نماز که در سال 1358 هجرى قمرى (1318 شمسى) به قلم امام خمینى تحریر شده است. تسلط امام بر عرفان نظرى و پیمودن مقامات عرفان عملى را مى‏توان از مباحث عمیق این کتاب و آثار قبلى‏شان دریافت.

این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1369 ه. ش، در 266 صفحه، مشتمل بر مقدمه‏اى از آیت الله جوادى آملى، متن کتاب، فهرستهاى راهنما، تصویر کامل نسخه خطى منتشر شده است.

آداب الصلاة- آداب نماز:

تألیف این کتاب در سال 1361 هجرى قمرى (1321 شمسى)، و پس از نگارش کتاب سر الصلاة بوده است. امام خمینى در ابتداى کتاب نوشته‏اند: «پیش از این رساله‏اى فراهم آوردم ... و چون آن را با حال عامه تناسبى‏ نیست در نظر گرفتم که شطرى از آداب قلبیه این معراج روحانى را در سلک تحریر درآورم». (210)

آداب الصلاة، شرحى است مبسوط بر آداب و اسرار معنوى نماز، و سرشار از نکات اخلاقى و عرفانى (به زبان فارسى).

این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1372 ه. ش، در 836 صفحه، شامل مقدمه، متن کتاب، فهرستها و تصویر کامل نسخه خطى؛ و چاپ دیگر آن در 421 صفحه بدون نسخه خطى به طبع رسیده است.

تقریرات فلسفه امام خمینى قدس سره:

حضرت امام سالها در قم کتاب گرانقدر «اسفار اربعه»، تألیف فیلسوف شهیر صدر المتألّهین را تدریس کرده و بر مباحثى از آن، حاشیه نوشته‏اند که متأسفانه نسخه آن هنوز به دست نیامده است. این کتاب منتخبى از آراى فلسفى حضرت امام از تقریرات دروس فلسفه ایشان است که توسط مرحوم آیت الله سید عبد الغنى اردبیلى نوشته شده و در اختیار مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینى (س) قرار گرفت و در تاریخ 1381 در سه جلد به چاپ رسیده است. کشف اسرار:

کتاب فوق که اثرى است سیاسى، عقیدتى و اجتماعى در سال 1323 هجرى شمسى (1364 هجرى قمرى)، یعنى دو سال پس از عزل رضا خان از سلطنت نوشته شده است. امام خمینى در این اثر به شبهات و تبلیغات ضد دینى و ضد روحانى جزوه «اسرار هزار ساله» یک وهابى‏گرا پاسخ گفته و به استناد حقایق تاریخى و ضمن طرح و نقد آراى فلاسفه یونان قدیم، فلاسفه اسلام و فلاسفه معاصر غرب، بر حقانیت تشیع و نقش سازنده روحانیت اسلام تأکید ورزیده است. در همین کتاب، اندیشه حکومت اسلامى و ولایت فقیه در عصر غیبت مطرح شده است و به تفصیل سیاستهاى ضد ملى و لائیک رضا خان و همفکران او در ممالک اسلامى (در آن زمان) افشا شده‏اند.

انوار الهدایة فى التعلیقة على الکفایة (2 جلد):

اثرى است به زبان عربى در مباحث عقلى علم اصول فقه که امام خمینى آن را در قالب حاشیه بر مباحث مذکور از کتاب کفایة الاصول آیت الله العظمى آخوند خراسانى (ره) در سال 1368 هجرى قمرى (1328 شمسى) تألیف نموده است. این اثر نفیس و همچنین کتاب مناهج الوصول و رساله‏هاى مستقل امام خمینى در مسائل اصولى تا حدود زیادى آرا و مکتب اصولى امام خمینى را معرفى مى‏نماید.

این کتاب در سال 1372 شمسى، براى نخستین بار در دو مجلد از سوى انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

بدایع الدرر فى قاعدة نفى الضرر:

رساله‏اى است تحقیقى، اجتهادى به زبان عربى در بحث «قاعده لا ضرر» که از قواعد مهم فقهى است. امام خمینى این رساله را در غره جمادى الاولى سال 1368 هجرى قمرى (اسفند 1328 شمسى) تألیف نموده است. این رساله به همراه تعدادى دیگر از رساله‏هاى اصولى امام در مجموعه‏اى تحت نام الرسائل در سال 1385 هجرى قمرى (1344 شمسى) در قم به چاپ رسیده است و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى آن را به صورت یک اثر مستقل همراه با تعلیقات و فهرستها منتشر ساخته است.

الاستصحاب:

رساله‏اى است مبسوط و اجتهادى به زبان عربى در مبحث «استصحاب» از مباحث بسیار مهم علم اصول فقه که امام خمینى در سال 1370 هجرى قمرى (1330 شمسى) تألیف آن را به پایان رسانیده است. این اثر با توضیحات و تحقیقات جدید و نهایى علمى، تحت عنوانى مستقل و با امتیازاتى چند نسبت به چاپهاى پیشین، از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

رساله التعادل و الترجیح:

تاریخ تألیف این رساله به قلم مؤلف گرامى آن، حضرت امام خمینى در سال 1370 هجرى قمرى (1330 شمسى) است. تعادل و ترجیح از مباحث تکمیلى علم اصول فقه است که در آن از معیارهاى انتخاب دلیل در مقام تعارض ادلّه بحث مى‏شود.

این رساله در سال 1385 هجرى قمرى در قم در مجموعه الرسائل به چاپ رسیده است.

این رساله از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به چاپ رسیده است.

الاجتهاد و التقلید:

بحث اجتهاد و تقلید نیز از مباحث تکمیلى و مهم علم اصول فقه است. حضرت امام خمینى در این رساله اجتهادى آراى خود را مستدلًا ارائه نموده است. تاریخ تألیف آن، 1370 هجرى قمرى (1330 شمسى) است. این اثر در سال 1376 ه. ش. از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به چاپ رسیده است.

مناهج الوصول الى علم الاصول (2 جلد):

اثرى است تحقیقى و اجتهادى (به زبان عربى) از امام خمینى در مباحث الفاظ علم اصول فقه که پس از سال 1370 هجرى قمرى (1330 شمسى) تألیف یافته و براى نخستین بار در سال 1372 ه. ش. در دو مجلد همراه با تعلیقات و فهرستهاى راهنما و مقدمه‏اى از آیت الله فاضل لنکرانى از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به چاپ رسیده است.

الطلب و الاراده:

اثرى است اصولى، فلسفى و عرفانى از امام خمینى که در سال 1371 هجرى قمرى (1331 شمسى) به زبان عربى نوشته شده است. این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1379 به چاپ رسیده است.

الرسائل العشره:

مجموعه ده رساله فقهى و اجتهادى از امام خمینى است که به زبان عربى نوشته شده‏اند. و به مناسبت صدمین سالروز تولد امام خمینى از طرف مؤسسه منتشر شده است.

برخى از رساله‏هاى این مجموعه عبارتند از:

التقیه‏

- رساله‏اى است فقهى و اجتهادى از امام خمینى در مبحث «تقیه» که در سال 1372 هجرى قمرى (1332 شمسى) به زبان عربى نوشته شده و در آن ثابت شده است که فلسفه وجوب تقیه براى حفظ دین است نه محو دین.

رسالة فى قاعدة من ملک-

رساله‏اى است اجتهادى از امام خمینى در قاعده فقهى موسوم به «قاعده من ملک» که نویسنده کتاب آثار الحجّه (منتشر شده در سال 1373 هجرى قمرى 1333 شمسى) از آن یاد کرده است.

رسالة فى تعیین الفجر فى اللّیالی المقمره‏

- رساله‏اى است فقهى و استدلالى در بیان چگونگى تعیین طلوع فجر در «لیالى مقمره»، که تحت همین نام در سال 1367 هجرى شمسى در قم به چاپ رسیده است.

فروع علم اجمالى-

این رساله فقهى که در ضمن تدریس همین بحث، نگاشته شده است، به بحث درباره شکهاى واقع در نماز مى‏پردازد.

موضوع علم اصول‏

- این رساله کوتاه به بحث پیرامون اندیشه اختصاصى امام راحل درباره موضوع علم و موضوع علم اصول مى‏پردازد.

تنزیل العلل التشریعیة على التکوینیة

- این رساله کوتاه به بحث و نقد پیرامون نظریه آیت الله العظمى حاج شیخ عبد الکریم حائرى یزدى مى‏پردازد.

تقریرات مسائل مستحدثه-

این رساله توسط یکى از شاگردان حضرت امام نگارش شده است و به بحثى که امام در فرصت کوتاهى به مسائل مستحدثه پرداخته‏اند، اختصاص دارد.

کتاب الطهارة (4 جلد):

اثرى است مشتمل بر مباحث مربوط به «طهارت» از ابواب فقه که به شیوه فقه استدلالى و اجتهادى در چهار مجلد در فاصله سالهاى 1373 تا 1377 هجرى قمرى (1333- 1337 شمسى) به قلم امام خمینى و به زبان عربى تألیف گردیده و دو جلد آن در سال 1367 هجرى قمرى در قم، و دو جلد دیگر در سال 1389 ه. ق. در نجف اشرف- جمعاً در 1202 صفحه- به چاپ رسیده است. این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد امام خمینى منتشر شده است.

العروة الوثقى مع تعالیق:

حاشیه امام خمینى است بر تمام مسائل کتاب «العروة الوثقى»، اثر مشهور آیت الله العظمى سید محمد کاظم طباطبایى یزدى. این حاشیه که در سال 1375 هجرى قمرى (1335 شمسى) تألیف گردیده، شامل فتاواى فقهى امام‏ خمینى در ابواب مختلف فقه مى‏باشد که هم به صورت مستقل و هم به ضمیمه العروة الوثقى مکرراً به چاپ رسیده است.

متن العروة و تعلیقات امام با تصحیحات کامل به مناسبت صدمین سالگرد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

مکاسب محرّمه (2 جلد):

اثرى است اجتهادى در فقه استدلالى در موضوع انواع کسبهاى حرام و مسائل پیرامون آن، تألیف امام خمینى که در فاصله سالهاى 1377 تا 1380 هجرى قمرى (1337- 1340 شمسى) به زبان عربى نوشته شده و در سال 1381 هجرى قمرى در دو مجلد- جمعاً 612 صفحه- به چاپ رسیده است. در این کتاب بحثهاى جالبى درباره حکم موسیقى، غنا، نقاشى و مجسمه‏سازى مطرح گردیده است.

وسیلة النجاة مع تعالیق:

حاشیه‏اى است از امام خمینى، حاوى فتاواى فقهى ایشان که به صورت حاشیه بر کتاب وسیلة النجاة (رساله عملیه) آیت الله العظمى سید ابو الحسن اصفهانى نوشته شده است.

متن وسیلة النجاة و تعلیقات امام با تصحیحات کامل به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

رساله نجاة العباد:

این رساله که حاوى فتاواى امام خمینى در احکام فقهى به زبان فارسى مى‏باشد، در دو جلد نوشته شده و مجموعاً توسط مؤسسه تصحیح، و به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

الطلب و الاراده:

اثرى است اصولى، فلسفى و عرفانى از امام خمینى که در سال 1371 هجرى قمرى (1331 شمسى) به زبان عربى نوشته شده است. این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى در سال 1379 به چاپ رسیده است.

الرسائل العشره:

مجموعه ده رساله فقهى و اجتهادى از امام خمینى است که به زبان عربى نوشته شده‏اند. و به مناسبت صدمین سالروز تولد امام خمینى از طرف مؤسسه منتشر شده است.

برخى از رساله‏هاى این مجموعه عبارتند از:

التقیه‏

- رساله‏اى است فقهى و اجتهادى از امام خمینى در مبحث «تقیه» که در سال 1372 هجرى قمرى (1332 شمسى) به زبان عربى نوشته شده و در آن ثابت شده است که فلسفه وجوب تقیه براى حفظ دین است نه محو دین.

رسالة فى قاعدة من ملک-

رساله‏اى است اجتهادى از امام خمینى در قاعده فقهى موسوم به «قاعده من ملک» که نویسنده کتاب آثار الحجّه (منتشر شده در سال 1373 هجرى قمرى 1333 شمسى) از آن یاد کرده است.

رسالة فى تعیین الفجر فى اللّیالی المقمره‏

- رساله‏اى است فقهى و استدلالى در بیان چگونگى تعیین طلوع فجر در «لیالى مقمره»، که تحت همین نام در سال 1367 هجرى شمسى در قم به چاپ رسیده است.

فروع علم اجمالى-

این رساله فقهى که در ضمن تدریس همین بحث، نگاشته شده است، به بحث درباره شکهاى واقع در نماز مى‏پردازد.

موضوع علم اصول‏

- این رساله کوتاه به بحث پیرامون اندیشه اختصاصى امام راحل درباره موضوع علم و موضوع علم اصول مى‏پردازد.

تنزیل العلل التشریعیة على التکوینیة

- این رساله کوتاه به بحث و نقد پیرامون نظریه آیت الله العظمى حاج شیخ عبد الکریم حائرى یزدى مى‏پردازد.

تقریرات مسائل مستحدثه-

این رساله توسط یکى از شاگردان حضرت امام نگارش شده است و به بحثى که امام در فرصت کوتاهى به مسائل مستحدثه پرداخته‏اند، اختصاص دارد.

کتاب الطهارة (4 جلد):

اثرى است مشتمل بر مباحث مربوط به «طهارت» از ابواب فقه که به شیوه فقه استدلالى و اجتهادى در چهار مجلد در فاصله سالهاى 1373 تا 1377 هجرى قمرى (1333- 1337 شمسى) به قلم امام خمینى و به زبان عربى تألیف گردیده و دو جلد آن در سال 1367 هجرى قمرى در قم، و دو جلد دیگر در سال 1389 ه. ق. در نجف اشرف- جمعاً در 1202 صفحه- به چاپ رسیده است. این اثر از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد امام خمینى منتشر شده است.

العروة الوثقى مع تعالیق:

حاشیه امام خمینى است بر تمام مسائل کتاب «العروة الوثقى»، اثر مشهور آیت الله العظمى سید محمد کاظم طباطبایى یزدى. این حاشیه که در سال 1375 هجرى قمرى (1335 شمسى) تألیف گردیده، شامل فتاواى فقهى امام‏ خمینى در ابواب مختلف فقه مى‏باشد که هم به صورت مستقل و هم به ضمیمه العروة الوثقى مکرراً به چاپ رسیده است.

متن العروة و تعلیقات امام با تصحیحات کامل به مناسبت صدمین سالگرد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

مکاسب محرّمه (2 جلد):

اثرى است اجتهادى در فقه استدلالى در موضوع انواع کسبهاى حرام و مسائل پیرامون آن، تألیف امام خمینى که در فاصله سالهاى 1377 تا 1380 هجرى قمرى (1337- 1340 شمسى) به زبان عربى نوشته شده و در سال 1381 هجرى قمرى در دو مجلد- جمعاً 612 صفحه- به چاپ رسیده است. در این کتاب بحثهاى جالبى درباره حکم موسیقى، غنا، نقاشى و مجسمه‏سازى مطرح گردیده است.

وسیلة النجاة مع تعالیق:

حاشیه‏اى است از امام خمینى، حاوى فتاواى فقهى ایشان که به صورت حاشیه بر کتاب وسیلة النجاة (رساله عملیه) آیت الله العظمى سید ابو الحسن اصفهانى نوشته شده است.

متن وسیلة النجاة و تعلیقات امام با تصحیحات کامل به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

رساله نجاة العباد:

این رساله که حاوى فتاواى امام خمینى در احکام فقهى به زبان فارسى مى‏باشد، در دو جلد نوشته شده و مجموعاً توسط مؤسسه تصحیح، و به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

حاشیه بر رساله ارث:

حاشیه‏اى است از امام خمینى، حاوى فتاواى فقهى ایشان در احکام ارث که به صورت حاشیه‏اى بر رساله ارث مرحوم حاج ملا هاشم خراسانى، صاحب کتاب منتخب التواریخ، نوشته شده است و همراه با اصل رساله مذکور- به فارسى- در قم به چاپ رسیده است. این رساله با ویرایش و طبع کامل به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

لمحات الاصول:

حضرت امام در این اثر، دروس اصول آیت الله بروجردى (ره) را به قلم خویش و به زبان عربى تقریر نموده است. تحقیق و چاپ این اثر براى نخستین بار از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام منتشر شده است.

تحریر الوسیله (2 جلد):

حاوى فتاواى امام خمینى به زبان عربى است که امام خمینى آن را در دوران تبعید در ترکیه (1343- 1344 شمسى) نوشته‏اند. این کتاب براى نخستین بار در دو مجلد- 1309 صفحه- در نجف اشرف دو بار به چاپ رسید و از آن پس در نجف، بیروت و ایران بارها تجدید چاپ شده است.

از آنجا که فتاواى حضرت امام در تجدید چاپ این کتاب درج شده است، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى اقدام به تصحیح کامل و درج کلیه فتاواى حضرت امام در پاورقى آن نموده که به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى منتشر شده است.

کتاب البیع (5 جلد):

اثرى است گرانبها از امام خمینى در فقه استدلالى در ابواب مختلف مربوط به بیع و تجارت، که در فاصله سالهاى 1380 تا 1396 هجرى قمرى (1340- 1355 شمسى) عمدتاً در نجف اشرف نوشته‏ شده و نخستین چاپ آن نیز در نجف در پنج مجلد، جمعاً 2371 صفحه انجام یافته است.

این کتاب با تحقیقات کامل و نهایى در هفت مجلد توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى منتشر شده است.

تقریرات دروس امام خمینى:

علاوه بر تألیفات امام خمینى در مباحث علم فقه و اصول، تقریرات متعددى از دروس آن حضرت نیز بوسیله شاگردان ایشان نوشته شده است که تعدادى از آنها تا کنون چاپ گردیده است؛ (211) و عناوین متعدد دیگرى نیز از این تقریرات در اختیار مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (دفتر نمایندگى قم) قرار دارد که منتشر خواهند شد.

جواهر الاصول (4 جلد)، تنقیح الاصول (4 جلد)، البیع (قدیرى)، تهذیب الاصول (3 جلد)، معتمد الاصول (2 جلد)، الطهارة (لنکرانى).

کتاب الخلل فى الصلاة:

اثرى است حاوى آراى اجتهادى و استدلالى امام خمینى به زبان عربى در مبحث مربوط به احکام فقهى خلل نماز، که در آخرین سالهاى اقامت امام در نجف اشرف نوشته شده است. این کتاب با ویرایش و تصحیحات و تعلیقات کامل، توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى به مناسبت صدمین سالگرد تولد امام خمینى منتشر شده است.

حکومت اسلامى یا ولایت فقیه:

این کتاب که قبل و بعد از پیروزى انقلاب اسلامى بارها به زبان عربى و فارسى تجدید چاپ شده است، حاوى آراى اجتهادى امام خمینى درباره حکومت اسلامى، جدایى‏ناپذیر بودن دین و سیاست، و ولایت فقیه در زمان غیبت مى‏باشد که به صورت سلسله درسهایى از امام خمینى در نجف اشرف‏ در سال 1348 هجرى شمسى تدریس، و سپس چاپ و منتشر گردیده است. اولین چاپ این کتاب همراه با مقدمه، توضیحات و فهرستهاى راهنما در سال 1372 توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

جهاد اکبر یا مبارزه با نفس:

متن پیاده پیاده‏شده درسهاى امام خمینى درباره اهمیت و لزوم تهذیب نفس مى‏باشد که در نجف اشرف ایراد شده است. این رساله که در عین اختصار نکات اخلاقى و تربیتى و سیاسى فراوانى را مشتمل است، قبلًا به صورت ضمیمه کتاب ولایت فقیه بارها به چاپ رسیده است. اولین چاپ این کتاب در سال 1372، همراه با مقدمه و توضیحات از سوى انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر گردیده است.

تفسیر سوره حمد:

تفسیرى است عرفانى از فاتحة الکتاب (سوره مبارکه حمد) که حضرت امام خمینى آن را در ضمن چند جلسه سخنرانى در سال 1358 ارائه نموده است و به صورت کتابى تحت همین نام از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر گردیده است.

استفتائات:

مجموعه‏اى از فتاواى امام خمینى در پاسخ به سؤالات شرعى مردم در ابواب مختلف فقه و بخصوص در مسائل مستحدثه است که تا کنون دو مجلد آن از سوى انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (1366 و 1372 ه. ش.) به چاپ رسیده است.

دیوان شعر:

امام خمینى از دوران جوانى، اشعارى عرفانى و بعضاً سیاسى و اجتماعى سروده است که متأسفانه بخش اعظم اشعار قدیم آن حضرت، در جریان جا به جاییها و یورش مأمورین ساواک به منزل و کتابخانه ایشان و دیگر علل مفقود گردیده است. ایشان پس از پیروزى انقلاب اسلامى سروده‏هایى در قالب غزل، رباعى، دوبیتى و ... داشته‏اند.

مجموعه سروده‏هاى اخیر آن حضرت به همراه تعدادى از اشعار قدیمى که بر جاى مانده بود، در کتابى تحت عنوان «دیوان امام» منتشر شده است. پیش از آن، تعدادى از سروده‏هاى امام در آثارى به نام «سبوى عشق»، «محرم راز»، «باده عشق» و «نقطه عطف» انتشار یافته بود.

در مقدمه دیوان، اطلاعات جامعى درباره چگونگى سرایش و سبک اشعار امام و تاریخچه آن ارائه شده است. همچنین مشخصات فنى و ادبى اشعار نیز در بخش ضمیمه دیوان معرفى شده‏اند. این اثر در 445 صفحه و در مجموعه‏اى نفیس براى نخستین بار در سال 1372، از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر گردیده و بارها تجدید چاپ شده است.

ضمناً کتابى تحقیقى پیرامون شرح اصطلاحات عرفانى اشعار امام تحت نام فرهنگ دیوان امام نیز از سوى همین مؤسسه منتشر گردیده است.

نامه‏هاى عرفانى:

امام خمینى نامه‏هایى حاوى تذکرات اخلاقى و نکات عرفانى و تربیتى خطاب به منسوبین خویش نوشته‏اند که نمونه‏هایى از آنها در کتابهایى همچون: «محرم راز»، «ره عشق» و «نقطه عطف» از انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى و «جلوه‏هاى رحمانى» از انتشارات بنیاد شهید انقلاب اسلامى به چاپ رسیده‏اند.

صحیفه امام:

مجموعه 22 جلدى گرانقدر «صحیفه امام» مشتمل بر بیانات، پیام‏ها، مصاحبه‏ها، احکام، اجازات شرعى و نامه‏ها، کاملترین و جامعترین اثرى است که در رابطه با حضرت امام به چاپ رسیده است. ویژگیهاى آن در مقدمه جلد یکم به تفصیل توسط نگارنده این کتاب تشریح گردیده و این مجموعه گرانسنگ تا کنون سه نوبت از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام تجدید چاپ شده است. همچنین نرم‏افزار) DC (صحیفه امام شامل مجموعه 22 جلدى به همراه عکس، فیلم و اشعار آن حضرت با قابلیتهاى متعدد از سوى مؤسسه مذکور تهیه و در دسترس محققان و عاشقان آن بزرگوار قرار گرفته است.

وصیتنامه سیاسى الهى:

جاودانه‏ترین پیام امام خمینى خطاب به نسل حاضر و نسلهاى آینده است که در آن، امام خمینى ضمن بیان عقاید حقّه خویش، اهم آرا، تذکرات خود را درباره مسائل سیاسى و اجتماعى جوامع اسلامى و جامعه انسانى در قالب تحلیلهاى مستند و تذکرات خیرخواهانه نوشته‏اند. این اثر تا کنون در میلیونها نسخه از سوى ناشرین، ارگانها و نهادهاى انقلابى و پیروان آن حضرت، چاپ و منتشر شده و به زبانهاى مختلف نیز ترجمه گردیده است.

این اثر که بارها از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است که علاوه بر متن کامل وصیتنامه و تصویر کامل نسخه خطى آن، توضیحاتى درباره تاریخچه تدوین وصیتنامه و سیرى در مطالب آن همراه با دسته‏بندى موضوعى مطالب و فهرستهاى راهنما تحت عنوان «نگرش موضوعى بر وصیتنامه سیاسى- الهى» به چاپ رسیده است. همچنین متن وصیتنامه در صحیفه امام جلد 21، صفحه 393 درج شده است.

پاورقیها:

 (1)- اى پیامبر! ما به تو «کوثر» (خیر کثیر) بخشیدیم ... و این دشمن توست که نسلش مقطوع (و ریشه‏اش از تاریخ بریده) است. (کوثر/ 1- 3) (2)- صحیفه امام؛ ج 5، ص 354.

 (3)- دیوان امام؛ ص 74.

 (4)- صحیفه امام؛ ج 12، ص 374.

 (5)- همان؛ ج 11، ص 12- 13.

 (6)- همان؛ ص 259.

 (7)- امام خمینى در سخنرانیهاى خویش اشاره دارند که بعضى از جلسات مجلس شوراى ملى در عصر رضا خان را از نزدیک دیده و جریان چگونگى جبهه‏بندیهاى سیاسى آن روز و مخالفتهاى مجاهد بزرگ آیت الله مدرس با رضا خان را در صحن مجلس مشاهده کرده است.

 (8)- ن. ک. به: پهلوى، محمد رضا؛ مأموریت براى وطنم؛ چ 3، شرکت سهامى کتابهاى جیبى، 1350، ص 88- 89.

 (9)- ن. ک. به: کوثر ... شرح وقایع انقلاب اسلامى؛ ج 3، ص 69.

 (10)- دیوان امام؛ چ 43، ص 317.

 (11)- بسم اللَّه الرحمن الرحیم. قال اللَّه تعالى: قُلْ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنى‏ وَ فُرادى‏. خداى تعالى در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظه‏هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام براى خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلّت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده.

خلیل‏آسا درِ علم الیقین زن نداى «لا احبّ الآفلین» زن قیام للَّه است که موسى کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صَعْق و صَحْو کشاند. قیام براى خداست که خاتم النبیین- صلى اللَّه علیه و آله- را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قابَ قوسیْن أو أدنى رساند.

خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده. قیام براى نفس است که بیش از ده میلیون جمعیت شیعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوت‏پرست پشت میزنشین شدند. قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مى‏کند که حَرْث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام براى نفع شخصى است که الآن هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام براى نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتى کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام براى خود است که موقوفات مدارس و محافل دینى را به رایگان تسلیم مشتى هرزه‏گرد بیشرف کرده و نَفَس از هیچ کس درنمى‏آید. قیام براى نفس است که چادر عفت را از سر زنهاى عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جارى است و کسى بر علیه آن سخنى نمى‏گوید. قیام براى نفعهاى شخصى است که روزنامه‏ها که کالاى پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه‏ها را که از مغز خشک رضا خان بیشرف تراوش کرده، تعقیب مى‏کنند و در میان توده پخش مى‏کنند. قیام براى خود است که مجال به بعضى از این وکلاى قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه مى‏خواهد بگوید و کسى نفس نکشد.

هان اى روحانیین اسلامى! اى علماى ربانى! اى دانشمندان دیندار! اى گویندگان آیین دوست! اى دینداران خداخواه! اى خداخواهان حق‏پرست! اى حق‏پرستان شرافتمند! اى شرافتمندان وطنخواه! اى وطنخواهان با ناموس! موعظت خداى جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحى را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفعهاى شخصى کرده تا به همه سعادتهاى دو جهان نایل شوید و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. انّ للَّه فى ایّام دهرکم نفحاتٌ ألا فتعرّضوا لها؛ امروز روزى است که نسیم روحانى الهى وزیدن گرفته و براى قیام اصلاحى بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزه‏گرد شهوت‏ران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟ همه دیدید کتابهاى یک نفر تبریزى بى‏سر و پا را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب- روحى له الفداء- آن همه جسارتها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فرا گرفته؟ اى آقاى محترم که این صفحات را جمع‏آورى نمودید و به نظر علماى بلاد و گویندگان رساندید! خوب است یک کتابى هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامى همراه کرده از همه امضا مى‏گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتى مى‏شد، همه یکدل و جهت از تمام کشور قیام مى‏کردند. خوب است دیندارى را دست کم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئى تعدى به او شود براى او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره‏سران بى‏دین از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بى‏دینى را آغاز کردند و به همین زودى بر شما تفرقه‏زده‏ها چنان چیره شوند که از زمان رضا خان روزگارتان سخت‏تر شود. وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدرِکْهُ الْمَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ (11)- شهر جمادى الاولى 1363 سید روح اللَّه خمینى (صحیفه امام؛ ج 1، ص 21- 23) (12)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 90.

 (13)- همان؛ ص 110.

 (14)- همان؛ ص 111.

 (15)- همان؛ ص 119- 121.

 (16)- رادیو مسکو شب 16 خرداد، قیام ملى و اسلامى 15 خرداد را چنین مورد ارزیابى قرار داد:

عناصر ارتجاعى ایران که از اصلاحات این کشور مخصوصاً اصلاحات ارضى ناراضى هستند و افزایش حقوق اجتماعى و توسعه آزادى زنان ایران را باب میل خود نمى‏بینند، امروز در تهران، قم و مشهد تظاهرات خیابانى برپا کردند. آشوب که به وسیله عده‏اى ایجاد شده، به قصد ضدیت با اصلاحاتى بود که از طرف حکومت ایران در دست‏ اجراست و یا برنامه‏هاى آنها در دست تهیه است. رهبران و محرکین اصلى آن برخى از رهبران مذهبى بودند و عناصر ارتجاعى، بازار را به آتش کشیدند، چند مغازه را مورد حمله قرار داده و غارت کردند، اتومبیلها و اتوبوسها را در هم شکستند و به چند اداره دولتى نیز حمله‏ور شدند.

روزنامه ایزو وستیا، ارگان دولت شوروى در 17 خرداد 1342 (7 ژوئن) نوشت:

... در تهران و مشهد و قم و رى به تحریک عده‏اى از روحانیون مرتجع مسلمان آشوب و بلوایى برپا شد.

آشوب طلبان براى مبارزه علیه اصلاحات ارضى دولت از ایام سوگوارى مرسومى ... استفاده نموده و عده‏اى از جوانان متعصب عقب‏افتاده چند مغازه را ویران، و چند اتومبیل را واژگون کردند.

و مجله عصر جدید منتشره در شوروى نیز نوشت:

خمینى و دستیارانش مؤمنین را بر علیه دولت بر انگیخته، حقوق متساوى زنان را بهانه کردند و در اثر تبلیغات آنان، اشخاصى که از تعصب کور شده‏اند به خیابان ریختند و به آشوب و بلوا دست زدند!. به نقل از: بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى؛ ج 1، ص 515.

 (17)- همان؛ ص 223.

 (18)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 135- 137.

 (19)- در ذیل این اعلامیه امضاى اسامى زیر به چشم مى‏خورد:

مرتضى حسینى لنگرودى، احمد حسینى الزنجانى، محمد حسین طباطبایى، محمد موسوى یزدى، محمد رضا موسوى گلپایگانى، سید کاظم شریعتمدارى، روح اللَّه موسوى خمینى، هاشم آملى، مرتضى حائرى. متن کامل اعلامیه همراه با توضیح چگونگى توافق علما بر امضاى آن در کتاب بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى؛ ج 1، ص 294- 302 درج شده است. متن اعلامیه در صحیفه امام ج 1، ص 145 درج شده است.

 (20)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 154.

 (21)- همان؛ ص 213.

 (22)- همان؛ ص 179.

 (23)- جهاد اکبر؛ ص 11- 12.

 (24)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 213- 214.

 (25)- همان؛ ص 183.

 (26)- همان؛ ص 196- 198.

 (27)- همان؛ ص 186- 187.

(28)- همان؛ ص 245- 248.

 (29)- ظهور و سقوط سلطنت پهلوى؛ ج 1، ص 510.

 (30)- گفتگوهاى من با شاه: خاطرات محرمانه امیر اسد اللَّه علم.

 (31)- نگاه کنید به پاورقى 14 همین مقاله.

 (32)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 272.

 (33)- همان؛ ص 268- 269.

 (34)- همان؛ ص 307- 308.

 (35)- همان؛ ص 300.

 (36)- همان؛ ص 303.

 (37)- همان؛ ص 262.

 (38)- کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمین (س)؛ ج 1، ص 169- 178.

 (39)- صحیفه امام؛ ج 1، ص 261.

 (40)- همان؛ ص 415- 420.

 (41)- همان؛ ص 420- 422.

 (42)- همان؛ ص 411.

 (43)- پاسخ به تاریخ؛ ص 362.

 (44)- همان؛ ص 367.

 (45)- مأموریت در تهران: خاطرات ژنرال هایزر.

 (46)- ن. ک. به: نفوذ امریکا در ایران؛ فصل مربوط به خرید اسلحه، به نقل از آمارهاى رسمى منتشره.

 (47)- ن. ک. به: مؤسسه مطالعات پژوهشهاى بازرگانى؛ اقتصاد ایران؛ ص 59.

 (48)- صحیفه امام؛ ج 2، ص 130.

 (49)- همان؛ ص 126- 127.

 (50)- بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى؛ ج 2، ص 232.

 (51)- صحیفه امام؛ ج 2، ص 199- 201.

 (52)- بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى؛ ج 2، ص 458؛ به نقل از روزنامه الجمهوریه؛ 1/ 8/ 1348/ 23/ 10/ 69 (ش 588)، چاپ بغداد.

 (53)- صحیفه امام؛ ج 2، ص 277.

 (54)- همان؛ ص 277- 278.

 (55)- گروه جزنى و احمدزاده.

 (56)- تعداد اعضاى سازمان مجاهدین خلق در اواخر سال 1348، یعنى چهار سال پس از تشکیل رسمى آن، تنها حدود پنجاه نفر بودند. ن. ک. به: تحلیلى بر سازمان مجاهدین خلق ایران؛ ص 36.

(57)- امت واحده، توحیدى بدر، توحیدى صف، فلاح، فلق، منصورون، موحّدین. نگاه کنید به: تاریخچه گروههاى تشکیل‏دهنده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى.

 (58)- ن. ک. به: در شناخت حزب قاعدین زمان؛ قم: نشر دانش اسلامى.

 (59)- این جانب نمى‏توانم در این حال احساسات و عواطف خود را نسبت به این شخصیت عزیز ابراز کنم. آنچه باید عرض کنم درباره او آن است که او خدمتهاى ارزشمندى به اسلام و علم نمود و موجب تأسف بسیار است که دست خیانتکار، این درخت ثمربخش را از حوزه‏هاى علمى و اسلامى گرفت و همگان را از ثمرات ارجمند آن، محروم نمود. مطهرى فرزندى عزیز براى من و پشتوانه‏اى محکم براى حوزه‏هاى دینى و علمى و خدمتگزارى سودمند براى ملت و کشور بود. خدایش رحمت کند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جایگزین فرماید.

اکنون شنیده مى‏شود که مخالفین اسلام و گروههاى ضد انقلاب درصدد هستند که با تبلیغات اسلام‏شکن خود دست جوانان عزیز دانشگاهى ما را از استفاده از کتب این استاد فقید کوتاه کنند. من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه مى‏کنم که کتابهاى این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه‏هاى غیر اسلامى فراموش شود. صحیفه امام؛ ج 12، ص 187- 188 (60)- بررسى و تحلیلى از نهضت امام خمینى؛ ج 3.

 (61)- صحیفه امام؛ ج 3، ص 7.

 (62)- همان؛ ص 7.

 (63)- همان؛ ص 71.

 (64)- همان جا.

 (65)- همان؛ ص 75.

 (66)- همان؛ ص 101.

 (67)- همان؛ ص 114.

 (68)- ن. ک. به: کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 1، ص 273 و همچنین روزنامه کیهان 8/ 12/ 1357.

 (69)- صحیفه امام؛ ج 3، ص 209.

 (70)- همان؛ ص 210.

 (71)- سیر وقایع نهضت از 19 دى ماه 1356 تا سرنگونى سلطنت شاه در 22 بهمن 1357 و همچنین مواضع و رهبرى امام خمینى در این مدت را در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ مجلدات اوّل تا سوم ببینید.

 (72)- رعد/ 11.

 (73)- شرح ماجرا را از زبان امام خمینى در بیانات ایشان خطاب به هیأت کویتى، مندرج در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 3، ص 532 بخوانید.

 (74)- شرح چگونگى هجرت امام از نجف به مرز کویت و بازگشت به بغداد و هجرت به پاریس و وقایع اتفاق افتاده در این مسیر از زبان فرزند امام خمینى در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 1، ص 434 درج شده است.

 (75)- همان جا.

 (76)- قدرت و زندگى: خاطرات رئیس جمهور فرانسه؛ ترجمه محمود طلوعى؛ ص 102.

 (77)- رجوع کنید به: صحیفه امام؛ ج 3، 4، 5، 6.

(78)- پاسخ به تاریخ؛ ص 350- 364.

 (79)- ن. ک. به: قدرت و زندگى: خاطرات رئیس جمهور فرانسه؛ (کنفرانس گوادلوپ) ترجمه محمود طلوعى.

 (80)- ن. ک. به: مأموریت در تهران: خاطرات ژنرال هایزر.

 (81)- مشروح دیدار و گفتگوى نمایندگان اعزامى کاخ الیزه با امام خمینى در نوفل لوشاتو را در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 2، ص 581 ببینید. ضمناً امام خمینى در سخنان مورخ 6/ 12/ 1357 خود با هیأت کویتى به این گفتگوها اشاره کرده است. ن. ک. به: همان مأخذ؛ ج 3، ص 545.

 (82)- صحیفه امام؛ ج 6، ص 16.

 (83)- همان؛ ص 54- 55.

 (84)- شرح حماسه بى‏نظیر ملت ایران در روزهاى منتهى به 22 بهمن 1357 و چگونگى فروپاشى ارکان سلطنت شاه و شکست کودتا را در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 3، صفحات 261 تا 351 ببینید.

 (85)- ن. ک. به: سایروس ونس (وزیر خارجه امریکا)، و زبیگنیو برژینسکى (مشاور امنیت ملى)؛ توطئه در ایران ترجمه محمود مشرقى، انتشارات هفته، 1362؛ سولیوان، ویلیام؛ مأموریت در ایران ترجمه مشرقى، انتشارات هفته، 1361؛ مأموریت در تهران: خاطرات ژنرال هایزر؛ ترجمه حسین عادلى، نشر خدمات فرهنگى رسا، 1365؛ ژیسکاردستن، والرى؛ قدرت و زندگى ترجمه طلوعى، پیک ترجمه و نشر، 1368.

 (86)- ن. ک. به: کوزیچکین، ولادیمیر؛ (افسر سابق کا. گ. ب.)؛ کا. گ. ب. در ایران؛ ترجمه اسماعیل زند و دکتر ابو ترابیان، تهران: 1370؛ دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ترجمه و تنظیم)؛ اسناد لانه جاسوسى امریکا در ایران؛ تهران: مرکز نشر اسناد لانه جاسوسى امریکا.

 (87)- ترکیب اعضاى دولت موقت انقلاب که اکثریت قریب به اتفاق آنان را اعضاى نهضت آزادى و جبهه ملى تشکیل مى‏دادند، بر خلاف حکم امام خمینى و میثاق اوّلیه بود. در این باره به توضیحات مندرج در کتاب کوثر: مجموعه سخنرانیهاى حضرت امام خمینى (س)؛ ج 3، ص 359- 363 مراجعه کنید.

(88)- پس از این ماجرا، کتابهاى زیادى در خارج منتشر شد که برخى از آنها به فارسى نیز ترجمه شده است که در لابه‏لاى آنها مى‏توان به وقایع و اهداف پشت پرده و میزان رسوایى کاخ سفید پى‏برد. ن. ک. به: جولیتوکیه‏زا؛ هدف: تهران؛ ترجمه سهرابى، نشر نو، 1362؛ جردن، همیلتون؛ بحران؛ نشر کتاب سرا، 1362؛ سالینجر؛ امریکا در بند نشر کتابسرا، 1362؛ ولز، تیم؛ 444 روز؛ ترجمه ابو ترابیان، نشر فرهنگى رجا، 1366.

 (89)- صحیفه امام؛ ج 12، ص 141.

 (90)- دنیاپرستى، منشأ همه لغزشها و خطاهاست. روایتى است از امام جعفر صادق (ع) ن. ک. به: اصول کافى؛ کتاب ایمان و کفر، «باب حب الدنیا و الحرص علیها»، ح 1.

 (91)- همان؛ ج 14، ص 420.

 (92)- سرهنگ معزّى. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) بعد از فرار در توجیه هواداران خود که اکثر آنها را با شعارهاى انقلابى ضد امپریالیستى، و ادعاى پیشتازى در مبارزه مسلحانه با شاه فریب داده و جذب کرده بودند، دچار مشکلات جدى شده بود. غیر از نجات سرکرده آنان (مسعود رجوى) به کمک خلبان ساواکى و امین شاه، موارد بیشمار دیگرى نیز بود که باعث مى‏شد تا جمع زیادى از اعضا و هواداران فریبخورده آنان دچار سرخوردگى، بریدگى، انشعاب و پشت کردن به سازمان شوند. از جمله این موارد مى‏توان از ائتلاف سیاسى بنى‏صدر، غربگراى محافظه کار، با رجوى به ظاهر انقلابى و سوسیالیست (در آن موقع) که منجر به ازدواج ناپایدار دختر بنى‏صدر با او گردید و همچنین پناه بردن اعضاى سازمان به کشورهاى اقمار امپریالیسم و گدایى کردن امکانات از امریکا و اروپا- و اخیراً اسرائیل- و عقد معاهده جاسوسى و مزدورى براى صدام در ازاى گرفتن پایگاه و سلاح از او، و همچنین رسوایى ازدواج سوم سازمانى رجوى با زن یکى از اعضاى سازمان، تحت نام «انقلاب ایدئولوژیک»! و نمونه‏هاى فراوان دیگرى از این قبیل نام برد.

 (93)- ترورهاى کور و بى‏هدف در کوچه و خیابانهاى ایران به وسیله عوامل «سازمان مجاهدین خلق» از زمانى وسعت یافت که سرکرده آنان طى سخنانى در پاریس به هواداران سازمان اعلام کرد:

در مرحله اوّل، نوبت سران سیاسى بود. در مرحله دوم، دست و پاى اجرایى رژیم اهمیت درجه اوّل دارد ... باید نرخ رشد کار عملیات به جایى برسد که دیگر پاسدارى، کار ساده‏اى نباشد و به بهاى ارزانى میسر نشود و بعینه ببینند که بهایش گران است؛ آن وقت دیگر کسى جرأت پاسدارى به سرش نخواهد زد!! (ن. ک. به: رجوى، مسعود؛ جمعبندى یکساله؛ 30 خرداد 1361).

نتیجه این گونه مواضع و رهنمودهاى تروریستى آن بود که دهها زن و کودک و مرد بیگناه با عملیات کور منافقین به خاک و خون کشیده شدند. ترورها با برنامه‏ریزى قبلى و بدون آنکه فرد مورد هجوم، هیچ گونه اطلاع و آمادگى براى دفاع و حفظ جان خود داشته باشد، صورت مى‏گرفت. قربانیان در بستر خواب و یا هنگام افطار روزه و یا در حال کسب و کار و یا تردد در مسیر خانه و مسجد و نماز جمعه به رگبار بسته مى‏شدند و مهاجمین پس از اقدام به جنایت با موتورسیکلت یا اتومبیلى که قبلًا به سرقت برده بودند، فرار مى‏کردند.

بخشى از اسناد و اعترافات تکان‏دهنده بسیارى از کسانى که عاملان چنین جنایاتى بوده و دستگیر شدند، در مجموعه کتابهایى تحت عنوان کارنامه سیاه: مناظره زندانیان اوین از انتشارات دادستانى انقلاب اسلامى تهران منتشر شده است.

جالب آنکه همان کشورى که سازمان تروریستى مزبور از آنجا رسماً دستور چنین اقداماتى را صادر مى‏نماید، سالهاست که همسو با انگلیس و امریکا، جمهورى اسلامى ایران را به حمایت از تروریسم متهم مى‏کند! (94)- و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها براى ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم مى‏شود ما خیانتکاریم! آن روزى که من آن وقتها مى‏گفتم که نمى‏فهمد این دستگاه؛ براى سقوط من این است که آنها شروع کنند به تعریف کردن! آنها هر روز فحاشى مى‏کنند؛ این غلط است. هر چه فحاشى بکنید این مردم مى‏گویند که این، مخالف اینهاست. اگر شروع کرده بودند به تعریف کردن، چه کردن و احترام کردن و اینها، ما کم کم تمام مى‏شد کارمان! اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏اى است که دارند تعریف مى‏کنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند. صحیفه امام؛ ج 9، ص 527.

 (95)- بازگرداندن تجهیزات سرّى نظامى و جاسوسى امریکا در ایران و هواپیماهاى انحصارى پنتاگون و موشکهاى زمین به زمین و زمین به هوا که در دشتهاى کویرى شرق ایران و مناطقى در شمال و شمال شرقى کشور در مجاورت مرزهاى شوروى (سابق) مستقر بوده‏اند، یکى از سه مأموریت اصلى ژنرال هایزر، معاونت فرماندهى سازمان ناتو بود که به مدت دو ماه به ایران اعزام شده بود. ن. ک. به: مأموریت در تهران: خاطرات ژنرال هایزر؛ همچنین یزدى، ابراهیم (دکتر)؛ آخرین تلاشها در آخرین روزها؛ انتشارات قلم، 1363.

 (96)- چه بسیارند سپاهیانى اندک که به اذن خدا بر سپاهى بزرگ چیره شده‏اند و خداوند با صابران است؛ (بقره/ 249).

 (97)- صحیفه امام؛ ج 13، ص 221- 226.

 (98)- همان؛ ص 228- 229.

 (99)- همان؛ ص 230- 231، 233- 240.

 (100)- همان؛ ص 280- 281.

(101)- و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدیهما على الاخرى فقاتلوا الّتى تبغى حتّى تفى‏ء الى امر اللَّه (حجرات/ 9).

 (102)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 92.

 (103)- محمد/ 7.

 (104)- حشر/ 2.

 (105)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 155- 159.

 (106)- همان؛ ص 363- 364.

 (107)- همان؛ ص 221.

 (108)- همان جا.

 (109)- همان؛ ص 263.

 (110)- جعل اللَّه الکعبة البیت الحرام قیاماً للنّاس (مائده/ 97)؛ و اذان من اللَّه و رسوله الى النّاس یوم الحج الاکبر انّ اللَّه برى‏ءٌ من المشرکین (توبه/ 3).

 (111)- صحیفه امام؛ ج 16، ص 251- 252.

 (112)- همان؛ ج 15، ص 404.

 (113)- همان؛ ج 21، ص 333- 335.

 (114)- شرح غمها و خون دلهاى امام خمینى در این ماجرا و اسناد و نامه‏هاى ردّ و بدل شده را در کتاب رنجنامه؛ به قلم فرزند امام خمینى؛ حجة الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینى و همچنین کتاب خاطرات سیاسى؛ آیت الله محمدى رى‏شهرى ببینید.

 (115)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 350.

 (116)- همان؛ ص 285.

 (117)- همان؛ ص 326.

 (118)- همان جا.

 (119)- همان؛ ص 282.

 (120)- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى تا کنون این وصیتنامه را تحت نام آخرین پیام، همراه با توضیحات و فهرستها به بیش از ده زبان (از آن جمله: عربى، اردو، انگلیسى، فرانسه، آلمانى، روسى، ترکى آذرى و ...) چاپ و منتشر نموده است. ضمناً متن فارسى آن نیز با دسته‏بندى موضوعى مطالب آن، در کتابى تحت نام نگرشى موضوعى بر وصیتنامه سیاسى- الهى امام خمینى (س)؛ همراه با تصویر نسخه خطى کامل آن چاپ شده است.

 (121)- اسلام بالا مى‏رود و برترى مى‏یابد و چیزى بر آن برترى نخواهد یافت.

 (122)- خداوند هیچ راهى براى (سلطه) کافرین بر مؤمنین قرار نداده است (نساء/ 141).

 (123)- آنچه که در این قسمت از مقاله ارائه شده است، جمع‏بندى خلاصه‏اى است از آرا، مواضع و رهنمودهاى امام خمینى در زمینه مسائلى که در مقاله، مورد بحث قرار گرفته‏اند.

معاونت پژوهشى مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینى (ره) کلیه آراء و مواضع اعتقادى، سیاسى و فرهنگى ایشان را گردآورى و منتشر کرده است. این مجموعه که عنوان کلى آن «تبیان» است، در هر مجلد، مواضع و رهنمودهاى آن حضرت را درباره موضوعى خاص بیان نموده است.

 (124)- صحیفه امام؛ ج 4، ص 338.

 (125)- همان؛ ج 5، ص 387- 388.

 (126)- همان؛ ج 4، ص 249.

 (127)- همان؛ ج 13، ص 461.

 (128)- همان؛ ص 149.

 (129)- همان؛ ج 17، ص 435.

 (130)- همان؛ ج 19، ص 284.

 (131)- همان؛ ج 1، ص 301.

 (132)- همان؛ ج 9، ص 425.

 (133)- همان؛ ج 5، ص 204.

 (134)- همان؛ ج 2، ص 438.

 (135)- همان؛ ج 13، ص 275.

 (136)- همان؛ ج 4، ص 508.

 (137)- همان؛ ج 7، ص 542.

 (138)- همان؛ ج 5، ص 187.

 (139)- همان؛ ج 6، ص 453.

 (140)- همان؛ ج 20، ص 196.

 (141)- همان؛ ج 21، ص 440.

                         (142)- تعداد زیادى از تقریرات دروس حضرت امام، توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى گردآورى شده و در بخش تحقیقات مؤسسه (دفتر قم) موجود مى‏باشد که بتدریج چاپ و منتشر خواهند شد.

 (143)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 289.

 (144)- همان جا.

 (145)- همان جا.

 (146)- همان؛ ج 9، ص 425.

 (147)- دیدگاه فوق در اصول قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، بخصوص در مقدمه آن و همچنین اصل مربوط به رهبرى و وظایف آن آمده است.

 (148)- صحیفه امام؛ ج 10، ص 72.

 (149)- همان؛ ج 18، ص 6.

 (150)- همان؛ ج 10، ص 463.

 (151)- همان؛ ج 5، ص 354.

 (152)- همان؛ ج 11، ص 522.

 (153)- همان؛ ص 89.

 (154)- همان؛ ج 4، ص 248.

 (155)- همان؛ ج 7، ص 511.

 (156)- همان؛ ج 13، ص 443.

 (157)- همان؛ ج 11، ص 110.

 (158)- همان؛ ج 12، ص 144.

 (159)- همان؛ ج 14، ص 226.

 (160)- همان؛ ج 12، ص 36.

 (161)- همان؛ ج 21، ص 398.

 (162)- همان؛ ج 5، ص 305- 306.

 (163)- همان؛ ج 16، ص 293.

 (164)- همان؛ ج 21، ص 439.

 (165)- همان؛ ج 4، ص 508.

 (166)- همان؛ ج 8، ص 95.

 (167)- همان؛ ج 12، ص 25.

 (168)- همان؛ ج 15، ص 340.

 (169)- همان؛ ج 3، ص 306.

 (170)- همان؛ ج 17، ص 153.

 (171)- همان؛ ج 18، ص 132.

 (172)- همان؛ ج 13، ص 448.

 (173)- همان جا.

 (174)- همان؛ ج 21، ص 145.

 (175)- ن. ک. به: حکیمى، محمد رضا؛ آواى روزها.

 (176)- صحیفه امام؛ ج 7، ص 447.

 (177)- همان؛ ص 283.

 (178)- همان؛ ج 19، ص 189.

 (179)- همان؛ ج 14، ص 35.

 (180)- همان؛ ج 7، ص 429.

 (181)- همان؛ ج 13، ص 285.

 (182)- همان؛ ج 14، ص 153.

 (183)- همان؛ ج 16، ص 501.

 (184)- همان؛ ج 5، ص 189.

 (185)- همان؛ ج 4، ص 364.

 (186)- همان؛ ج 5، ص 293.

 (187)- همان؛ ج 6، ص 300.

 (188)- همان؛ ج 5، ص 294.

 (189)- همان؛ ج 3، ص 370.

 (190)- همان؛ ج 21، ص 435- 436.

(191)- آرا و مواضع اقتصادى امام خمینى در کنگره‏اى که تحت همین عنوان در سال 1371 در دانشگاه تهران برگزار گردید، مورد بحث و نقد و شرح اساتید و صاحبنظران اقتصادى قرار گرفت که خلاصه مقالات آن از سوى مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى منتشر شده است.

 (192)- صحیفه امام؛ ج 20، ص 342.

 (193)- همان؛ ج 21، ص 86.

 (194)- همان؛ ج 17، ص 376.

 (195)- ن. ک. به: آیینه حسن؛ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س)؛ وجدانى، مصطفى (گردآورنده)؛ سرگذشتهاى ویژه از زندگى امام خمینى (ره)؛ 6 ج؛ رحیمیان، محمد حسن؛ در سایه آفتاب؛ ستوده، امیر رضا؛ پا به پاى آفتاب: گفته‏ها و ناگفته‏ها از زندگى امام خمینى (ره)؛ 4 جلد؛ مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى؛ چلچراغ خاطره؛ ستوده، امیر رضا (محقق) آشناى غنچه‏ها؛ بازنویسى افسانه شعبان‏نژاد؛ دوانى، على؛ خاطرات من از امام خمینى؛ انتشارات پیوند؛ روحانى، حمید؛ نهضت امام خمینى؛ 3 ج.

 (196)- ن. ک. به: روزنامه‏هاى رسمى کشور؛ 27 خرداد 1368.

 (197)- ن. ک. به: روزنامه‏هاى رسمى کشور؛ 11 تیر 1368.

 (198)- امام خمینى در تاریخ اوّل اردیبهشت سال 1364 طى حکمى خطاب به‏ امام جمعه شهرستان خمین، ایشان را وکیل خود نمودند تا زمین موروثى متعلق به خویش را به تملّک فقراى محل درآورد، که طبق همین حکم نیز عمل شد. ن. ک. به: صحیفه امام؛ ج 19، ص 232.

 (199)- در آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، قریب به یک میلیون نامه‏هاى ارسالى مردم براى امام خمینى نگهدارى مى‏شوند که نمونه‏اى از این نامه‏ها در کتابى تحت نام جلوه‏هاى کلام در سال 1372 توسط انتشارات همان مؤسسه به چاپ رسیده است. در همین کتاب نمونه‏اى از نامه‏هایى که مردم طى آنها با ذکر مشخصات گروه خونى خود و فرزندانشان خواستار اهداى قلب به امام شده‏اند، آمده است.

 (200)- مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى؛ محضر نور (فهرست دیدارهاى امام خمینى (س))؛ 2 ج، 1372.

 (201)- سالها مردم ایران در اجتماعات مذهبى و راهپیماییهاى خود و بعد از نمازهاى جماعت این دعا را به صورت دستجمعى تکرار مى‏کردند: خدایا، خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار/ از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.

 (202)- صف/ 8.

 (203)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 450.

 (204)- شهادت مى‏دهم که تو نماز و زکات را بر پا داشتى و امر به معروف و نهى از منکر کردى و در راه خدا جهاد کردى، به نهایت کمال (فرازى از زیارتنامه امام خمینى).

 (205)- این غزل تحت نام «انتظار» در دیوان اشعار امام خمینى، ص 154 به چاپ رسیده است و دو بیت آخر آن چنین است:

         مردم از زندگى بى‏تو- که با من هستى             طرفه سرّى است که باید بَرِ استاد کشم‏

             سالها مى‏گذرد، حادثه‏ها مى‏آید             انتظار فرج از نیمه خرداد کشم‏

 و مطلع آن نیز چنین است:

         از غم دوست در این میکده فریاد کشم             دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم‏

 (206)- فجر/ 27- 28.

(207)- این فیلمها در آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى موجودند و گوشه‏هایى از آنها نیز در چند برنامه ویدیویى تنظیم گردیده و کاست آن از سوى انتشارات همان مؤسسه به علاقه‏مندان واگذار مى‏شود. این فیلمها که از لحاظ تصویربردارى از حالات خلوت امام خمینى با خدا و زندگى شخصى ایشان منحصر به فرد مى‏باشند، از کیفیت مطلوبى برخوردار نیستند؛ چرا که با دوربین مخفى و بدون نورپردازى و از فاصله‏اى دور گرفته شده‏اند؛ و علت آن نیز این است که امام خمینى اجازه نمى‏داد تا زهد و اخلاص و معنویت خویش را آلوده به وسایل و مسائل تبلیغاتى کنند.

 (208)- صحیفه امام؛ ج 21، ص 449.

 (209)- در معرفى آثار امام خمینى در مقاله حاضر از مقاله جامع آیت الله رضا استادى تحت عنوان «کتابها و آثار علمى امام خمینى (ره)»، مندرج در مجله حضور؛ ش 1، 1370؛ و همچنین مقاله «کتابشناسى امام خمینى»، مندرج در همان مجله، ش 5 و 6، 1371؛ و اطلاعات موجود در آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى استفاده شده است.

از جمله کتابهایى که سالها پیش از پیروزى انقلاب اسلامى منتشر شده و در آنها از آثار امام خمینى یاد شده است، مى‏توان به کتابهاى زیر اشاره کرد:

نقباء البشر؛ الذریعة الى تصانیف الشیعه، از مرحوم علامه حاج آقا بزرگ تهرانى؛ فهرست کتب چاپى فارسى؛ فهرست کتب چاپى عربى، از مرحوم خان بابا بشیر؛ آثار الحجّه، 1373؛ رجال قم، مقدس‏زاده، 1335؛ آیینه دانشوران، 1353. ضمناً علاوه بر کتاب نهضت امام خمینى، تألیف مورخ متعهد جناب آقاى سید حمید روحانى (زیارتى)- که پس از کتابهاى یاد شده منتشر گردیده و در ضمن مطالب تحلیلى خود، از زندگى حضرت امام به معرفى آثار ایشان نیز پرداخته است- مى‏توان از کتابهاى سیرى در تألیفات امام خمینى، نوشته حاج شیخ محمد حسن احمدى فقیه یزدى و کتاب بوى گل، نوشته جمعى از فضلا، انتشارات جهاد دانشگاهى مشهد نام برد.

 (210)- خمینى، روح اللَّه؛ آداب الصلاة؛ ص 2.

 (211)- ن. ک. به: «کتابها و آثار علمى امام خمینى (ره)» مجله حضور؛ ش 1 (1370)، ص 61.